ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

منوی تصویری سایت ندای الرحیل

تلگرام

-----------------------

 صفحه اصلی

-----------------------

ندای الرحیل2-تصاویر

-----------------------

ندای الرحیل3-سیاسی

-----------------------

ندای الرحیل4-خواب

-----------------------

 ندای الرحیل5 - شعر
آخرین نظرات

۵۰ مطلب در بهمن ۱۳۸۹ ثبت شده است

می خواستم سفری خیالی به دوزخ کرده باشم هرچند جهنم در تصورات ما نمی گنجد.

چشمهایم را روی هم گذاشتم.تعداد زیادی مار و عقرب های بزرگ ووحشتناک از چهار طرف پدیدار شدند؛بزرگی برخی از مارها به اندازۀ فیل بعضی هم به اندازۀ شترهای قوی هیکل بود.طول دندانهای بعضی از آنها به بزرگی نخل بود. بعضی از مارها هزار سر داشتند و در هر سری هزار دهان و در هر دهان هزار دندان و طول هر دندانی به هزار ذراع می رسید.

جثۀ برخی از آنها به آسمانها می رسید.

اگر یکی از آنها در دنیا ظاهر شود و بدمد هر درخت ، سنگ ، گیاه و کوهی در اثر سم آن آب می شودو هر تر و خشکی که در عالم وجود دارد خاکستر می گردد.

لحظه به لحظه نزدیکتر می شدند زانوهایم سست شده بود. از شدت غضب چشمان مارها درشت و قرمز مثل کاسۀ خون شده بودند، قیافه های ترسناک، دندانها بزرگ و تیز و زهرهای کشندۀ آنها وحشت جهنمی دردلم ایجاد کرده بود.

دیگر قدرت وصف این صحنه را ندارم.

هزار و شصت سال از آن جریان گذشت.

بی حال روی زمین افتاده ام و از شدت درد به خود می پیچم در اثر درد زمین را با چنگ های خود می کنم. دنبال چاره ای می گردم تا حرارت بدنم را خاموش کنم.

چشمهایم را مالیدم رودخانه ای نظرم را جلب کرد. کشان کشان خودم را به رودخانه رساندم و بدون معطلی خودم را داخل آب انداختم. ناگهان بدنم آتش گرفت زیرا آنجا آب نبود بلکه مس مذاب بود که مانند آب جلوه می کرد.

ای کاش! هرگز به دنیا نیامده بودم...

چشمهایم را باز می کنم واقعا" بی علت نبوده که ابوذر فرمود کاش مادرمرا نمی زایید و نام جهنم را نمی شنیدم.

واقعا" بی علت نبوده که صدیقۀ طاهره علیها سلام فریاد می زد: وای بر کسی که داخل جهنم شود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۱۳
بهنام جدی بالابیگلو

پولهایش را جمع کرد و شمرد.سرسال شده بود و می خواست خمس مالش را بدهد.خمس را جداکرده گذاشت طرف چپ خود.

انبوهی از پولهایی که روی هم ریخته شده بودند، ذهنش را مشغول کرده بودند، گونۀ سمت راست خود را روی کف دست راست خود گذاشت و در حالی که به پولها نگاه می کرد به فکر فرو رفت.

چقدر برای این پولها زحمت کشیده ام و به این آسانی می خواهم دورش بریزم...

افکار پریشان سایه وار از ذهنش می گذشتند و دلش را آشفته می کردند. بلند شده خمس را با اصل پول مخلوط کرد و گفت: من هم مثل بقیه...

رختخواب خود را انداخت و خوابید در خواب دید که قیامت برپا شده و مردم را می سوزانند. فرشتۀ عذاب آمد تا او را هم به آتش بیاندازد. درمانده و بیچاره به پاهایش افتاد ولی فرشتۀ عذاب بی اعتنا به التماسهایش گفت: تو هم مثل بقیه...

از خواب پرید و در همان نصف شب خمس پولش را جدا کرد.

فقه ما ضمانت اجرایی قیامتی دارد. اگر کسی نماز صبح خود را 4 رکعت بخواند هیچ دادگاهی او را محکوم نخواهد کرد مگر دادگاه قیامت...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۱۲
بهنام جدی بالابیگلو

فیلم خیالی

در روایات آمده است که مرده زمانی که از قبر بر می خیزد یک پایش در قبر و پای دیگرش بیرون از قبر مات و مبهوت و متحیر 300 سال بااین حالت به اطراف خود نگاه می کند چیزهایی را می بیند که تا بدآنروز حتی در عالم برزخ ندیده است.

براستی چه چیزهایی می بیند؟

برخی از صحنه هایی که در صحرای محشر و در جهنم و بهشت می بیند در احادیث به تصویر کشیده شده است. ما هم در سفر خیالی خودمان از احادیث کمک می گیریم.

در موقع بلند شدن از قبر انسانها با قیافه های مسخ شده به اشکال حیواناتی از قبیل میمون و خوک و... برمی خیزند.

شکل انسان در قیامت، همچنین میزان درک او از شکنجه ها ونعمات عالم آخرت به کمیت و کیفیت اعمال او در دنیا بستگی دارد مثلا ممکن است انسان با قیافه ای مخلوط شده ازسگ و خوک و میمون محشور شود.

در ذهن خود مجسم کنید که خاکهای قبری کنار برود و آرام آرام چنین موجودی از زمین بیرون بیاید. سپس به اطراف خود نگاهی کنید ببینید که موجوداتی ترسناکتر از او با شکلهای مختلف بسوی صحرای محشر در حرکتند و ترسناک تر از همه اینست که انسان به خودش نگاه کند و خود را موجودی مسخ شده ببیند.

با این حال به سوی صحرای محشر حرکت می کنید و خود کارگردانی فیلم خیالی خود را برعهده میگیرید .

با دیدن این فیلم انسان می فهمد که هدف از آفرینش او بیهوده نیست واو برای جمع کردن پول آفریده نشده است.

 

دوزخیان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۱۱
بهنام جدی بالابیگلو

در جهنم وادی ها و کوه ها و چاههای بسیار خطرناکی وجود دارد از جمله چاهی است به نام

فلق.

سوزندگی و حرارت آن به قدری زیاد است که تمام اهل دوزخ از شدت حرارت و داغی آن به خداوند متعال پناه می برند.

وقتی این چاه از خداوند اجازه خواست که تنفس کند خداوند هم اجازۀ نفس کشیدن به آن داد، همین که تنفس کرد، تمام جهنم را آتش زد.

در آن چاه صندوقی از آتش وجود داردآن صندوق به قدری سوزنده است که اهل آن از شدت حرارتش به خدا پناه می برند. اسم آن

تابوت است.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ ویژگیهای آن چنین فرموده است:

آن صندوق در صندوق قفل شدۀ دیگری است و آن هم در چاهی در پائین ترین طبقه های جهنم قرار دارد. بر در آن چاه تخته سنگی بزرگ گذاشته شده است هر وقت خداوند بخواهد جهنم را شعله ور کندتخته سنگ را از در چاه بر می دارد در این حال جهنم از شعله و حرارت آن چاه شعله ور می شود

.

اسرار آل محمد 24-

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۱۰
بهنام جدی بالابیگلو

شب بود. لامپ اتاق روشن بود. حشره ای وارد اتاق شد. چرخ زدنش نشان از لذت پروازش می داد. خودش را به لامپ چسبانید، بدنش سوخت و سقوط کرد. روی زمین استراحت کرد. سپس آرام آرام حرکت کرده دوباره پرواز کرد.

می خواستم ببینم آیا عبرت خواهد گرفت؟ جاذبه و کشش لامپ او را بفراموشی انداخت و دوباره خودش را به لامپ چسبانید. این کار را سه بار انجام داد. بار چهارم که پرواز کرد، لامپ را خاموش کردم که زیبائیهای دنیا چشمهای عبرت بین را کور می کند.

قرآن می فرماید:

ولو ردوا لعادوا لما نهوا و انهم لکاذبون(انعام،28)

واگر حال آنهارا هنگامیکه بر آتش دوزخشان باز دارند مشاهده کنی که در آن حال با نهایت حسرت می گویند ای کاش ما را به دنیا باز می گردانیدند تا دیگر آیات خدای خود را تکذیب نکرده و بدان ایمان می آوردیم(27)

آری احوال قیامت که پیش بر آنها مستور بود آشکار شود و اگر بار دیگر به دنیا برگردند باز همان اعمال زشتی که از آن نهی شدند اعاده خواهند کرد و دروغ می گویند(28)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۰۹
بهنام جدی بالابیگلو

در حالیکه نان لواش در دست داشت، از کنار مغازۀ قنادی فروشی عبور می کرد، خیلی کم پیش می آمد که سراغ شیرینی و قنادی برود. درآمد اندکش صرف ضروریات زندگی اش می شد

پیرمردی که جلوی مغازه اش ایستاده بود، صدایش زد، پاکت را پر کرد از قنادی و بهش داد.

اگر برای خرید رفته بود، کمتر از سه هزار تومان نمی گرفت ولی پیرمرد از این پول گذشت کرده بود. برای رسیدن به هدف بالاتری هم گذشت کرده بود.

پیر مرد بفکر آخرتش بود و این کار را ذخیره ای برای آخرتش می دانست.

به این اندیشه فرو رفتم که اگر فرهنگ آخرتگرایی در سطح جامعه جا بیفتد چقدر راحت تر فقرا از لذتهای دنیوی بهره مند می شوند و چقدرثروتمندان به آسانی ثروتهای بهشتی رابدست می آورند.

فراموش نکنیم که بهشت برای ثروتمندان حرام است مگر در سایۀ فقرا.

فرهنگ آخرتگرایی پرداخت خمس و صدقه و زکات را آسان می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۰۸
بهنام جدی بالابیگلو

کسانی که علاقۀ زیادی به دنیا دارند، جدایی آنها از دنیا بزرگترین شکنجه است. نظیر چسب زخمی که هرگاه بر جاهای مودار چسبیده شود کندن آن دردآور است در صورتی که همین چسب اگر بر کف دست یا پیشانی چسبیده شود کندنش بسیار راحت است زیرا موها با چسب گره نخورده اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۰۷
بهنام جدی بالابیگلو

مراسم خاکسپاری شهدا تنظیم شد؛ آقا از بس بدنش متلاشی شده بود، غسل داده نشد؛ آقا را تیمم دادند. وقتی کفن آقا را آوردیم تا کفنش کنیم، یک کیسۀ کوچک در آن بود و ما نفهمیدیم که این کیسۀ کوچک چیست وبرای چه وقتی است، آقا خودش کفن را آماده کرده بود. و او می داند که این کیسه برای چه چیزی تهیه شده.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۰۶
بهنام جدی بالابیگلو

در روز قیامت هر فردی را بلند می کنند تا همه او را ببینند. آنگاه منادی ندا می کند هر کس به این شخص حقی دارد بیاید؛ آنگاه طالبین حقوق به او روی می آورند. کسانی را که شاید اصلا" خودش احتمال نمی داده حقوقشان را ادا نکرده، اطرافشان را می گیرند. برای یک درهم هفتصد رکعت نماز مقبول را باید بدهد.

قیامت بقدری سخت می شود که برادر از برادر و پسر از پدر، زن از شوهر و شوهر از زن فرار می کند از ترس اینکه نکند حق خود را مطالبه نمایند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۰۶
بهنام جدی بالابیگلو

ساک خود را جستجو کرد تا چیزی را فراموش نکرده باشد. شناسنامه و سایر لوازم مورد نیازش را برداشته بود. زیپ ساکش را کشید سپس پولهایش را شمرد. هزینۀ رفت و برگشت و خرج سفرش را کفایت می کرد. می خواست از در خارج شودکه نشست و به فکر فرو رفت؛ منی که برای سفری پنج روزه ساک خود را جستجو کردم و پولهایم را شمردم برای سفر طولانی آخرت چقدر خرجی برداشته ام؟ آیا نباید بررسی کنم؟

امام علی علیه السلام: وای از سفر دراز و طولانی و کمی توشه برای سفر قیامت

دستهای خالی

ای که سرگرم به اندوختن سیم و زری

سیم وزر توشۀ ره نیست عجب بی خبری

***

خصم جان تو بود آنچه تو دولت شمری

ثروت آنست که در گور به همراه بری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۸۹ ، ۱۴:۰۵
بهنام جدی بالابیگلو