ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۳۴ ق.ظ

متکبرتر از فرعون!

عبدالله بن مسعود از یاران پیامبر (ص) اولین کسی بود که قرآن را در مکه آشکارا میان جمعیت قرائت کرد. او در تمام جنگ های پیامبر (ص) حضور داشت، مردی بسیار کوتاه قد بود که هرگاه میان جمعیت نشسته می ایستاد از آن ها بلندتر نبود!

به همین جهت، در جنگ بدر به پیامبر (ص) عرض کرد:

من قدرت جنگیدن ندارم ممکن است دستوری بفرمایید که در ثواب جنگجویان شریک باشم؟

پیامبر (ص) فرمودند:

میان کشتگان کفار برو و اگر کسی را [مانند ابوجهل] یافتی که زنده است، او را به قتل برسان.

عبدالله می گوید:

میان کشتگان به ابوجهل (دشمن سرسخت پیامبر (ص)) رسیدم که هنوز رمقی داشت،

روی سینه اش نشستم و گفتم:

خدا را سپاسگزارم که تو را خوار ساخت.

ابوجهل چشم گشود و گفت:

وای بر تو! پیروزی با کیست؟

گفتم:

پیروزی با خدا و پیامبرش است، به همین دلیل تو را می کُشم،

آن گاه پا بر سینه اش گذاشتم،

او متکبرانه گفت:

ای چوپان کوچک!

قدم در جای بلندی گذاشته ای،

هیچ دردی بر من سخت تر از این نیست که تو قد کوتاه مرا بکُشی،

چرا یکی از فرزندان عبدالمطلب مرا به قتل نمی رساند؟!

اکنون که می خواهی سرم را از تن جدا کنی از پایین گردن قطع کن تا در نظر محمد و اصحابش با هیبت و بزرگ جلوه نماید.

گفتم:

حال که چنین است من از دهان سرِ تو را جدا می کنم تا کوچک و حقیر جلوه کند.

سرش را بریدم و چون خدمت حضرت رسول (ص) آوردم به پاس شکر این نعمت به سجده رفت،

سپس فرمودند:

ابوجهل از فرعون زمان موسی (ع) بدتر بود؛ چون فرعون هنگام هلاکت شدن خدا را قبول کرد؛ ولی ابوجهل هنگام مرگ از لات و عزّی می خواست که او را نجات دهند.

 

منابع:

1- قمی، عباس. سفینة البحار، ج1: 200.

2- صداقت، سید علی اکبر. یکصد موضوع، پانصد داستان، ج1: 169- 170.

* محمدی، محمدحسین. هزار و یک حکایت اخلاقی: 147.



نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

منوی تصویری سایت ندای الرحیل

تلگرام

-----------------------

 صفحه اصلی

-----------------------

ندای الرحیل2-تصاویر

-----------------------

ندای الرحیل3-سیاسی

-----------------------

ندای الرحیل4-خواب

-----------------------

 ندای الرحیل5 - شعر

متکبرتر از فرعون!

پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۳۴ ق.ظ

عبدالله بن مسعود از یاران پیامبر (ص) اولین کسی بود که قرآن را در مکه آشکارا میان جمعیت قرائت کرد. او در تمام جنگ های پیامبر (ص) حضور داشت، مردی بسیار کوتاه قد بود که هرگاه میان جمعیت نشسته می ایستاد از آن ها بلندتر نبود!

به همین جهت، در جنگ بدر به پیامبر (ص) عرض کرد:

من قدرت جنگیدن ندارم ممکن است دستوری بفرمایید که در ثواب جنگجویان شریک باشم؟

پیامبر (ص) فرمودند:

میان کشتگان کفار برو و اگر کسی را [مانند ابوجهل] یافتی که زنده است، او را به قتل برسان.

عبدالله می گوید:

میان کشتگان به ابوجهل (دشمن سرسخت پیامبر (ص)) رسیدم که هنوز رمقی داشت،

روی سینه اش نشستم و گفتم:

خدا را سپاسگزارم که تو را خوار ساخت.

ابوجهل چشم گشود و گفت:

وای بر تو! پیروزی با کیست؟

گفتم:

پیروزی با خدا و پیامبرش است، به همین دلیل تو را می کُشم،

آن گاه پا بر سینه اش گذاشتم،

او متکبرانه گفت:

ای چوپان کوچک!

قدم در جای بلندی گذاشته ای،

هیچ دردی بر من سخت تر از این نیست که تو قد کوتاه مرا بکُشی،

چرا یکی از فرزندان عبدالمطلب مرا به قتل نمی رساند؟!

اکنون که می خواهی سرم را از تن جدا کنی از پایین گردن قطع کن تا در نظر محمد و اصحابش با هیبت و بزرگ جلوه نماید.

گفتم:

حال که چنین است من از دهان سرِ تو را جدا می کنم تا کوچک و حقیر جلوه کند.

سرش را بریدم و چون خدمت حضرت رسول (ص) آوردم به پاس شکر این نعمت به سجده رفت،

سپس فرمودند:

ابوجهل از فرعون زمان موسی (ع) بدتر بود؛ چون فرعون هنگام هلاکت شدن خدا را قبول کرد؛ ولی ابوجهل هنگام مرگ از لات و عزّی می خواست که او را نجات دهند.

 

منابع:

1- قمی، عباس. سفینة البحار، ج1: 200.

2- صداقت، سید علی اکبر. یکصد موضوع، پانصد داستان، ج1: 169- 170.

* محمدی، محمدحسین. هزار و یک حکایت اخلاقی: 147.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۴
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">