عبور لحظه ها
لحظاتی از خاطره هایم را سراغ دارم
که دلهره آمدنشان را داشتم؛
آن لحظه ها آمدند و رفتند و به خاطره ها پیوستند.
لحظاتی را هم سراغ دارم؛
که مشتاقانه منتظر آمدن آن لحظه ها بودم
و آن لحظه ها هم آمدند و رفتند و به خاطره ها پیوستند.
و برایم نمانده؛
جز خاطراتی تلنبار شده.
و این خاطرات تنها مختص من نیستند.
این خاطره ها مختص شما هم نیستند.
گویا هیچ قدرتی توان مقابله با عبور لحظه ها را ندارد...
هیچ قدرتی نمی تواند که مرا به دورانی برگرداند که پدری و مادری جوان داشتم و کنار برادرها و خواهرهایم کودکی خودم را سپری می کردم.
و من با حب و بغضهای کودکانه حیف و میلشان کردم...
هیچ قدرتی نمی تواند که مرا از حقیقتی تلخ نجات دهد.
و قطعا روزی خواهد آمد؛
که غصه ها از آسمان برایم خواهند بارید
و منهم به خاطره ها خواهم پیوست.
همانطوری که پدران و مادران و دیگران به خاطره ها پیوستند.
کدامین قدرت می تواند دربرابر گذر زمان بایستد و از من مراقبت کند؟
#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی