ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
هم کاروانیان

منوی تصویری سایت ندای الرحیل

تلگرام

-----------------------

 صفحه اصلی

-----------------------

ندای الرحیل2-تصاویر

-----------------------

ندای الرحیل3-سیاسی

-----------------------

ندای الرحیل4-خواب

-----------------------

 ندای الرحیل5 - شعر
آخرین مطالب سایت ندای الرحیل
آخرین دیدگاه میهمانان ندای الرحیل
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۹، ۱۷:۱۶ - سلیمانی
    احسنت

هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزالها

افکند تن اثقالها بگشوده جان را بالها

افکنده هرحامل جنین از هول زلزال زمین

گشتند مست و این چنین انداختند احمالها

بیهوش شد هر مرضعه از شدت این واقعه

دست ازرضاعت بازداشت بی خودشدازاهوالها

انسان چو دیداین حالها گفت ازتعجب مالها

گفتند از عرض بدن بیرون فتاد اثقالها

گفت این زمین اخبارها وحی آمدش درکارها

از ربک اوحی لها کرد او عیان احوالها

در امتزاج جسم و جان کردند حکمتها نهان

کشتند در تن تخم جان تا بر دهد اعمالها

 

 دیوان فیض کاشانی

۱۲۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۸۹ ، ۱۶:۳۳
بهنام جدی بالابیگلو

خداوند آسمانها را آفرید،

و به خود نبالید.

زمین ، ماه ، ستاره ها و کهکشان ها را آفرید،

و به خود نبالید.

کوهها ،دریاها ، جنگل‌ها و رودها را آفرید

 و به خود نبالید.

ولی وقتی انسان را آفرید‌،

به خود بالید و فرمود؛

فتبارک الله احسن الخالقین

پس در وجود تک تک ما،

حقیقتی پنهان شده،

که ناخودآگاه

 برخی مفاهیم را می فهمد.

هرچند خودمان را در باتلاقها اسیر کرده باشیم

و قلبهایمان را 

در منجلاب غفلت‌ها 

آلوده کرده باشیم.

گاها"

 خصوصا نصف شبها،

از پشت ابرهای تیره،

مفاهیمی بر دلهایمان می تابد

که قلبهایمان را می لرزاند.

هرچند که ما اهل مناجات نباشیم

خدایا!

به حرمت ماه مبارک رمضان!

و به حرمت لحظه هایی که می گذرند!!

بیدارمان کن!

قبل از آنکه مرگ 

               ما را هم در آغوش خود بگیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۰۴ ، ۲۱:۰۰
بهنام جدی بالابیگلو

گاها عمرو بن عبدودی پیدا می شود

و تفی می‌اندازد...

و آن تف می شود یک سوال!

که ما برای خودمان کار می کنیم

 ویا برای خدایمان کار می کنیم

کار اگر برای خدا باشد؛

باقی می ماند،

رشد می کند،

ریشه می شود،

مکتب می آفریند،

کار اگر برای خودمان باشد؛

خشک می شود،

ابتر می ماند، 

نابود می شود،

فراموش می شود.

انسان توانست‌:

 ماشین حسابی بسازد که بهتر از خودش ضرب و تقسیم کند.

ضبط صوتی بسازد که بهتر ازخودش محفوظات را نگهدارد.

هوش مصنوعی بسازد که بهتر از خودش تحلیل کند.

ولی نتوانست: 

دستگاهی بسازد که در تحلیل های خودش

چشم امیدش به خدا باشد.

تنها یک انسان هست که می تواند زن و فرزند خودش را در بیابان‌های بی آب و علف ساکن کند و تمامی چشم امید و توکل و اطمینانش به خدا باشد.

برتری انسان بر هوش مصنوعی و بر تمامی دستگاه‌ها در اینست

که قلب انسان حرم و حریم و خانه خداست

و این ظرف بودن به انسان شرافت می دهد.

همواره‌ ایمان هاجر و اسماعیل مرا متحیر می کند؛

چون در بیابان‌های بی آب و علف زندگی کردند

 و لحظه ای در مکتب ابراهیم شک نکردند.

چون یاد گرفته بودند که 

ابراهیم بنده هست و وظیفه دارد بندگی کند

نه خدایی

من به مقام معظم رهبری ارادت دارم؛

چون می بینم که در تحلیل‌های خودش 

برخدا توکل دارد.

و امام خمینی تماما امیدش به خدا بود؛

و تهدیدهای رئیس جمهور آمریکا را مضحک می دید.

خیلی دشوار است:

که در اوج قدرت باشی؛

و به هیچ قدرتی چشم امیدی نداشته باشی

و فقط امیدت به خدا باشد.

ای کاش یاد می گرفتیم

که ما بنده هستیم

وفقط وظیفه داریم بندگی کنیم.

واین خداست که در نهایت خدایی خواهد کرد...

هر چند ما خوشمان نیاید.

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۰۴ ، ۰۳:۴۰
بهنام جدی بالابیگلو

لحظاتی از خاطره هایم را سراغ دارم

که دلهره آمدنشان را داشتم؛

آن لحظه ها آمدند و رفتند و به خاطره ها پیوستند.

لحظاتی را هم سراغ دارم؛

که مشتاقانه منتظر آمدن آن لحظه ها بودم

و آن لحظه ها هم آمدند و رفتند و به خاطره ها پیوستند.

و برایم نمانده؛

جز خاطراتی تلنبار شده.

و این خاطرات تنها مختص من نیستند.

این خاطره ها مختص شما هم نیستند.

گویا هیچ قدرتی توان مقابله با عبور لحظه ها را ندارد...

هیچ قدرتی نمی تواند که مرا به دورانی برگرداند که پدری و مادری جوان داشتم و ‌کنار برادرها و خواهرهایم کودکی خودم را سپری می کردم.

و من با حب و بغضهای کودکانه حیف و میلشان کردم...

هیچ قدرتی نمی تواند که مرا از حقیقتی تلخ نجات‌ دهد.

و قطعا روزی خواهد آمد؛

که غصه ها از آسمان برایم خواهند بارید

و منهم به خاطره ها خواهم پیوست.

همانطوری که پدران و مادران و دیگران به خاطره ها پیوستند.

کدامین قدرت می تواند دربرابر گذر زمان بایستد و از من مراقبت کند؟

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۰۴ ، ۰۳:۳۸
بهنام جدی بالابیگلو

به موشکهای خودمان مغرور نباشیم‌! که دشمنان ما، زمانی هلاک شدند که به موشک هایشان مغرور شدند و قدرت خدا را نادیده گرفتند.

وخداوند پیرمردی را که خمینی نام داشت فرستاد و آرام آرام_ برخلاف خواسته تمامی کسانیکه خودشان را ابرقدرت می دانستند _ به او و پیروانش قدرت داد و آنها توانستند معادله ها را برهم بزنن!

توانستند چون خدا را مدبر و مدیر می دانستند.

نتانیاهو رفتنیست!

چون بزرگان ما گفته اند که حکومت با کفر ممکنست باقی بماند ولی هرگز با ظلم باقی نمی ماند.

خودمان را برای روزهای پسا نتانیاهو آماده کنیم.

روزهایی که عطاالله مهاجرانی رهبری را امام نمی خواند.

روزهایی که حسن خمینی پی در پی بیانیه نمی دهد

روزهایی که عبدالکریم سروش انقلابی رفتار نمی کند.

روزهایی که همه به طینتهای خودشان برگشته اند.

در آنروزها سودمندترین فرهنگها؛

فرهنگ آخرتگرایی ست.

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۱۴
بهنام جدی بالابیگلو

خداوند در قرآن می فرماید:

علمه البیان

به انسان زبان یاد داد.

ه در اینجا ه ای هویته

و زبان مادری علم است نه هویت

و ما قبل از آنکه کلمات را مادرانمان لقمه لقمه کرده در دهان ما بگذارند هویت داشته ایم!

فلذا نباید به نژادپرستها اجازه بدیم که از زبان مادری برایمان هویت بتراشن

و از ما سواری بگیرند

هویت ما، همان روحی هست که خداوند در کالبد ما دمید

سپس به خود بالید و افتخار کرد

فتبارک الله احسن الخالقین

و همین هویت در صحرای محشر هم با ما باقی خواهد بود.

در حالیکه تمامی بدیهیات نژادپرستان خواهد پوسید

فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ

پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند؛

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۱۲
بهنام جدی بالابیگلو

در طول تاریخ، یکسری اشخاص و گروههایی که اهل خط دادن و سواری گرفتن هستن از یکسری فاکتورهایی مثل خاک و وطن و نژاد و قومیت و ملیت و زبان مادری و حزبی و ...

برایمان هویت تراشیده اند و ما را وادار به افتخار کردن به این هویتهای جعلی کرده اند.

و ما ناخواسته برده ای شده ایم که طبق خواست آنها و بدون مطالبه دستمزد رفتار کرده ایم.

نمونه اش همین هویت پانترکیسمه که طراحی شده برای سواری گرفتن

خط می دهند و جریان فکری داخل دایره می ریزند و مطالبات خودشان را برداشت می کنند.

ما فقط و فقط بکمک هویتی که از باورهایمان سرچشمه گرفته می توانیم از این بردگی و استحمار هویتی نجات پیدا کنیم.

بر طبق اعتقادات و باورهایمان ما در این دنیا رهگذریم و مسافر و این دنیا محل عبورماست و هیچ مرتبه ای از مراتب دنیا نمی تواند انسان را معنا و تفسیر کند.

وطن اصلی ما بهشت است که بعد از هبوط حضرت آدم از آن دور افتاده ایم و بعد از عبور از مراحل تولد و دنیا و برزخ و قیامت و صراط ، قرارست به هویت اصلی خودمان برسیم.

امام علی علیه السلام به ما یاد داده که برای جانهای ما بها و قیمتی بغیر از بهشت نیست و توصیه کرده که جانهایمان را به چیزی بغیر از بهشت نفروشیم.

فلذا ماهیت و هویت و وطن ما بهشت است و فقط بهشت می تواند حقیقت یک انسان را تفسیر و معنا کند.

اگر هویت خودمان را از اعتقاداتمان بگیریم هیچ نهاد فکری و هیچ حزب و فرقه ای توان آن را نخواهند داشت که برایمان هویت بتراشن و به ما خط و جریان فکری القا کنند و ما را به بردگی گرفته از ما سواری بگیرند.

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱۰ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۰۴
بهنام جدی بالابیگلو

گفتگوی مرده ای با زائرش

آخر ای زائر زمانی من جوانی شاد بودم

سر بسر دنیا اگر غم بود ، من فریاد بودم

هرچه دل می خواست در انجام آن آزاد بودم

صید من بودند مهرویان و من صیاد بودم

بهر صدها دختر شیرین صفت من فرهاد بودم

همره باد از نشیب و از فراز کوهساران

از سکوت شاخه های سرفراز بیشه زاران

می خرامیدم بسوی باغها و سبزه ساران

سایه ای هستم کنون گمگشته در صحرای بی بر

مرغ حیران گشته ای در دامن شب می زند پَر

میزند پَر ، بر در و دیوار ظلمت میزند سَر

ناله می پیچد به دامان سکوت مرگ گستر :

این منم ، زائر اسیری دربدر پوسیده پیکر

چرخ گردون زآسمان کوبیده اینسان بر زمینم

آسمان قبر هزاران ناله کنده بر جبینم

تار غم گسترده پرده روی چشم نازنینم

خون شد از بس که مالیدم به دیده آستینم

کوبکو پیچیده دنبال تو فریاد حزینم

اشک من در وادی آوارگان آواره گشته

درد جانسوز مرا بیچارگی ها چاره گشته

سینه ام از دست این دلشوره ها صدپاره گشته

بر سر شوریده جز غصه سودایی ندارم

غیر آغوش زمین در جهان جایی ندارم

آه ای زائر ، ببین از بادۀ خون مستم آخر

درد سینه آتشم زد ، ز اشک تر شد پیکر من

لاله گون شد سر بسر از اشک حسرت بستر من

خاک گور زندگانی شد ، دربدر خاکستر من

پاره شد در چنگ قبرم پرده در پرده گلویم

وه ، چه دانی مرگ چه ها کرده ست با من ؟ من چه گویم ؟

همنفس با مرگم و دنیا مرا از یاد برُده

ناله ای هستم کنون در چنگ یک فریاد مُرده

این زمان دیگر برای هر کسی مردی عجیبم

زآستان دوستان مطرود و در هرجا غریبم

غیر کرم و مور وعقرب نیست ای زائر نصیبم

زیورم موی پریش و گونه های استخوانی

خواهی ار جویا شوی از این دل غمدیدۀ من

بین چه سان خون می چکد از دل بر دیدۀ من

وه ، زبانم لال ، این خون دل افسرده حالم

گر خطایی دیده ای و رنج دیدی کن حلالم

آسمان ، ای آسمان ، مشکن چنین بال و پرم را

بال و پر دیگر چرا ؟ ویران که کردی پیکرم را

بس که بر سنگ مزار عمر کوبیدی سرم را

باری امشب فرصتی ده تا ببینم مادرم را

سر به بالینش نهم ، گویم کلام آخرم را

گویمش مادر چه سنگین بود این باری که بردم

خون چرا قی می کنم مادر ؟ مگر خون که خوردم ؟

بس کنید آخر خدارا ، جان من بر لب رسیده

آفتاب عمر رفته ، روز رفته ، شب رسیده

زیر این سنگ لحد گسترده مادر ، رختخوابم

سرفه ها محض خدا خاموش ، می خواهم بخوابم

عشق ها ، ای خاطرات ، ای آرزوهای جوانی

اشکها ، فریادها ، ای نغمه های زندگانی

سوزها ، افسانه ها ، ای ناله های آسمانی

دستتان را می فشارم با دو دست استخوانی

آخر امشب رهسپارم ، سوی خواب جاودانی

هرچه کردم یا نکردم ، هرچه بودم در گذشته

گرچه پود از تار دل ، تار دل از پودم گسسته

عذر می خواهم کنون و با تنی درهم شکسته

میخزم با سینه تا دامان مادر را بگیرم

آرزو دارم دوباره آغوش مادر را ببینم

تا لباس عقد خود پیچد بدور پیکر من

تا نبیند بی کفن ، فرزند خود را مادر من

پرسه میزد سرگران بر دیدگان تار ، خوابش

تا سحر نالید و خون قی کرد ، توی رختخوابش

تشنه لب فریاد زد ، شاید کسی گوید جوابش

قایقی از استخوان ، خون دل شوریده آبش

ساحل مرگ سیه ، منزلگه عهد شبابش

بسترش دریای خونی ، خفته موج و ته نشسته

دستهایش چون دو پاروی کج و درهم شکسته

میخورد پارو به خاک و میرود قایق به ساحل

تا رساند لاشۀ پوسیده ای بی کس بمنزل

آخرین فریاد او از دامن دل می کشد پَر

این منم ، فرزند درقبر ای مادر ، باز کن در

بازکن ، از پا فتادم ، آخ

مادر ، ما .. د .. ر

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۰۴ ، ۱۹:۴۸
بهنام جدی بالابیگلو

روبروی خانه پدری، کوهی هست که از نوجوانی از آن کوه خاطره ها دارم.

روزهایی که تنها از کوه بالا می رفتم و در عالم خودم سیر می کردم.

الان که سالها از اون دوران می گذرد،

وقتی برمی گردم گرمی، به یاد گذشته ها از کوه بالا رفته خاطره هایم را مرور می کنم.

وقتی از کوه و صخره هایش بالا می روم،

وقتی به سنگها و دره هایش نگاه می کنم،

وقتی ...

احساس می کنم که کوه و سنگهایش هزاران داستان ناگفته در دل خود پنهان کرده اند

اگر این سنگها زبان داشتند و از گذشته ها می گفتند؛

از روزهایی که پدران ما نسل اندر نسل در اعماق تاریخ از این کوه بالا رفته و روی خاک و سنگهایش قدم گذاشته اند روایت ها می کردند.

از نظرو نگاه این سنگها،ما و پدران ما مثل ابرهایی هستیم در حال عبور

وتنها خاطره ای مبهم در ذهنها باقی گذاشته اییم.

و منی که امروز ایستاده ام

تنها خاطره ای خواهم بود از خاطراتی که عبور کرده اند.

و فرزندان ما از همین کوه بالا خواهند رفت

و ما را نخواهند شناخت.

من و پدرانم و فرزندانم

برای این سنگها و صخره ها

حکم ابرهایی را داریم که در حال عبورند.

و من و پدرانم این کوهها را می دیدیم و خیال می کردیم که ثابتند؛

در حالیکه آنها هم در حال تغییر و تحول بودند.

و خداوندی که ازلی و ابدی هست تغییرها و دگرگونی ها را واضح می بیند

کوه‌ها را می‌بینی و آن‌ها را ساکن و جامد می‌پنداری‌، در حالی که مانند ابر در حرکتند

“و تری الجبال تحسبها جامدة‌ً و هی تمرّ مرّ السحاب

#دراحیای_فرهنگ_آخرتگرایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۰۴ ، ۱۹:۴۳
بهنام جدی بالابیگلو


❖✨ ﷽ ✨❖
به نظرت بهشت هر نفر چقدر بزرگه؟!
↯↻↯↻↯

🌳 جناب جبرئیل به حضرت حق فرمود: خدایا؛ اگر اجازه فرمایی، من وسعت بهشت را طی و اندازه گیری نمایم. پس خداوند به او اجازه فرمود، و جبرئیل #سی_هزار سال پرواز کرد و به جایی (انتهایی) نرسید و خسته گردید. سپس از خداوند متعال نیرویی بیشتر برای به پایان رساندن این امر تقاضا نمود، و خداوند نیروی او را #دوبرابر نمود و #سی_هزار سال دیگر پرواز نمود تا این که مجدد خسته گردید و باز از خداوند تقاضای قدرت نمود و خداوند خواسته ی او را استجابت نمود و تا #سی_هزار مرتبه مجدد جبرئیل این خواسته را تکرار نمود. پس از آن با خداوند مناجات نمود و فرمود: خدایا؛ آیا طول بهشت را طی نمودم؟

❖✨ در آن حال حوریه‌ای از غرفه خود سرش را بیرون آورد و گفت: ای روح خدا! ای جبرئیل! بدون جهت خود را به زحمت مینداز، به خدا قسم! در این مدت که پرواز کرده‌ای هنوز تمام ملک #یک_مومن را طی نکرده‌ای.

❖✨ جبرئیل سپس با تعجب پرسید: تو کیستی؟ جواب داد: یکی از حوریانی می‌باشم که برای مومنی از مومنان خلق شده‌ام.

📚 منابع:
اسرار معراج، ص ۲۵۱
آمال الواعظین، ج ۳، ص ۴۴۹

جانمونی_رفیق

⇝ 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۸ ، ۲۰:۳۷
بهنام جدی بالابیگلو

یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط  که نزدیک به سی سال با ایشان بوده نقل می‌کرد که شیخ به من می‌فرمود:

روح شخصی از علمای اهل معنا - ‌که ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران بود - را در برزح دیدم که تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت:

وای بر من، آمدم، و عملی خالص برای خدا ندارم!

از او پرسیدم که چرا چنین می کند؟

پاسخ داد:

در ایام حیات، روزی با یکی از اهل معنا که کاسب بود برخورد کردم، او مرا به برخی از خصوصیات باطنی خود متذکر ساخت، پس از جدا شدن از او تصمیم به ریاضت گرفتم، تا مانند آن شخص دیده برزخی پیدا کنم و به مکاشفات و مشاهدات غیبی دست یابم.
مدت سی سال ریاضت کشیدم تا موفق شدم، در این هنگام مرگم فرا رسید، اکنون به من می‌گویند: تا آن هنگام که آن شخص اهل معنا تو را متذکر ساخت گرفتار هوای نفس بودی، و پس از آن تقریباً سی سال از عمر خود را صرف رسیدن به مکاشفات و رؤیت حالات برزخی کردی، اینک بگو: عملی که خالص برای ما انجام داده‌ای کدام است؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۸ ، ۲۲:۵۶
بهنام جدی بالابیگلو

پیرمردی مى خواست به زیارت برود اما وسیله‌ی برای رفتن نداشت. ..

به هر حال یکی از دوستان او، اسبی برایش آورد تا بتواند با آن به زیارت برود.

یکی دو روز اول، اسب پیرمرد را با خود برد و پیرمرد خوشحال از اینکه وسیله‌ی برای سفر گیر آورده، به اسب رسیدگی میکرد،

غذا میداد و او را تیمار میکرد.

اما دو سه روز که گذشت ناگهان پای اسب زخمی شد و دیگر نتوانست راه برود.

پیرمرد مرهمی تهیه کرد و پای اسب را بست و از او پرستاری کرد تا کمی بهتر شد.

چند روزی با او حرکت کرد اما این بار، اسب از غذا خوردن افتاد و هر چه پیرمرد تهیه میکرد اسب لب به غذا نمیزد و معلوم نبود چه مشکلی دارد.

پیرمرد در پی درمان غذا نخوردن اسب خود را به این در و آن در میزد اما اسب همچنان لب به غذا نمیزد و روز به روز ضعیفتر و ناتوانتر مىشد تا اینکه یک روز از فرط ضعف و ناتوانی نقش زمین شد و سرش خورد به سنگ و به شدت زخمی شد.

این بار پیرمرد در پی درمان زخم سر اسب برآمد و هر روز از او پرستاری میکرد...

روزها گذشت و هر روز یک اتفاق جدید برای اسب مى‌افتاد و پیرمرد او را تیمار میکرد تا اینکه دیگر خسته شد و آرزو کرد کاش یک اتفاقی بیفتد که از شر اسب راحت شود.

آن اتفاق هم افتاد و مردی اسب پیرمرد را دید خواست آن را از پیرمرد خریداری کند.

پیرمرد خوشحال شد و اسبش را فروخت.

وقتی صاحب جدید، سوار بر اسب دور مىشد، ناگهان یک سؤال در ذهن پیرمرد درخشید و از خود پرسید من اصلا اسب را برای چه کاری همراه خود آورده بودم؟!!

اما هر چقدر فکر کرد یادش نیامد اسب به چه دلیلی همراه او شده بود ؟!!

پس با پای پیاده به ده خود بازگشت و چون مدت غیبت پیرمرد طولانی شده بود همه اهل ده جلو آمدند و به گمان اینکه از زیارت برمیگردد، زیارتش را تبریک گفتند!

تازه پیرمرد به خاطر آورد که به چه هدفی اسب را همراه برده و اهالی ده هم تا روزها بعد تعجب میکردند که چرا پیرمرد مدام دست حسرت بر دست میکوبد و لب میگزد...!!!

 ما هم در زندگی محدود خود، مانند این پیرمرد، به چیزها یا کارهایی مشغول مى‌شویم که ما را از رسیدن به هدف واقعیمان یعنی آخرت بازمیدارند و تا موقعی که مشغول دنیا هستیم، چنان آن را مهم و واقعی تلقی میکنیم که حتی به خاطر نمی آوریم هدفی غیر از این زندگی دنیوی هم داشته ایم...؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۸ ، ۲۲:۱۷
بهنام جدی بالابیگلو

✍بعضی از گناهان ما، بوی بدی دارد که مشامِ ملکوتیان را آزار می‌دهد.

طبق بعضی روایات، بعضی از ملائکه از بوی بد گناهان آزرده می‌شوند؛ همچنین است اولیائی که مشامِ برزخی‌شان باز است،از بوی بد گناهان ما آزرده می‌شوند.

چه باید کرد تا این بوی بدِ گناه، ما را نزد ملکوتیان رسوا نکند؟

امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید:

تعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ لاَ تَفْضَحْکُمْ‏ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ:

با استغفار خود را معطّر کنید، تا بوی بدِ گناهان شما را رسوا نکند...

📚امالی الطوسی، ص ۳۷۲

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۸ ، ۲۰:۴۶
بهنام جدی بالابیگلو

- بهشت
(1)

رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
الجنة بناؤ ها لبنة من فضة ولبنة من ذهب وملاطها المسک الاذفر وحصباؤ ها اللؤ لؤ والیاقوت وتربتها الزعفران ...؛(980)
ساختمان بهشت خشتى از نقره و خشتى از طلاست ، گل آن مشک بسیار خوشبو و سنگریزه آن لؤ لؤ و یاقوت و خاک آن زعفران است ...
(2)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
فى الجنة ما لا عین راءت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر؛(981)
در بهشت چیزهایى هستند که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه به خاطر کسى گذشته .
(3)
امام صادق (علیه السلام):
ان ادنى اهل الجنة منزلا لو نزل به الثقلان الجن والانس لوسعهم طعاما وشرابا و لاینقص مما عنده شى ء؛(982)
کمترین فرد بهشت چنان است که اگر جن و انس میهمان او شوند همه را با خوردنى و آشامیدنى پذیرایى کند و از آنچه دارد چیزى کم نشود.
(4)
امام على (علیه السلام):
لذاتها لاتمل و مجتمعها لا یتفرق وسکانها قد جاوروا الرحمن وقام بین ایدیهم الغلمان بصحاف من الذهب فیها الفاکهة والریحان ؛(983)
لذتها و خوشى هاى بهشت دل را نمى زند، انجمن آن را هم نمى پاشد، ساکنانش در پناه خداى رحمانند و در برابر آنان غلامانى با طبق هاى زرین پر از میوه و گل هاى خوشبو ایستاده اند.
(5)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
من اشتاق الى الجنة سارع فى الخیرات ؛(984)
هر کس مشتاق بهشت است براى انجام خوبى ها سبقت مى گیرد.
(6)
امام على (علیه السلام):
انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة فلا تبیعوها الا بها؛(985)
براى جان هاى شما بهایى جز بهشت نیست ، پس آنها را جز به بهشت مفروشید.
(7)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
اضمنوالى ستا من انفسکم اضمن لکم الجنة الدقوا اذا حدثتم واءوفوا اذا وعدتم وادوا اذا ائتمنتم واحفظوا فروجکم وغضوا ابصارکم و کفوا ایدیکم ؛(986)
شش چیز را براى من ضمانت کنید تا من بهشت را براى شما ضمانت کنم ، راستى در گفتار، وفاى به عهد، برگرداندن امانت ، پاکدامنى ، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غیر حلال ).
(8)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
والذى نفس محمد بیده لاتدخلوا الجنة حتى تؤ منوا و لا تؤ منوا حتى تحابوا افلا انبئکم بشى ء اذا فعلتموه تحاببتم ؟ افشوا السلام بینکم ؛(987)
به خدایى که جان محمد در دست (قدرت ) اوست به بهشت نمى روید تا مومن شوید و مومن نمى شوید تا یکدیگر را دوست بدارید، آیا مى خواهید شما را به چیزى خبر دهم تا با انجام آن ، یکدیگر را دوست بدارید؟ سلام کردن بین یکدیگر را رواج دهید.
(9)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
ان فى الجنة دارا یقال لها دار الفرح لایدخلها الا من فرح یتامى المومنین ؛(988)
در بهشت خانه اى است که آن را شاد سرا گویند و جز آنان که یتیمان مومنان را شاد کرده اند وارد آن نمى شوند.
(10)
امام على (علیه السلام):
لا یفوز بالجنة الا من حسنت سریرته و خلصت نیته ؛(989)
به پاداش بهشت نمى رسد مگر آن کس که باطنش نیکو و نیتش خالص ‍ باشد.- جهنم
(1)

امام على (علیه السلام):
اعلموا اءنه لیس لهذا الجلد الرقیق صبر على النار، فارحموا نفوسکم فانکم قد جربتموها فى مصائب الدنیا. اءفراءیتم جزع اءحدکم من الشوکة تصیبه والعثرة تدمیه والرمضاء تحرقه ؟! فکیف اذا کان بین طابقین من نار ضجیع حجر، وقرین شیطان ؟(990)
بدانید که این پوست نازک تحمل آتش را ندارد، پس به خودتان رحم کنید، شما در مصیبت هاى دنیا آزمایش کرده اید که وقتى خارى به بدن یکى از شما مى رود و یا به زمین مى خورد و خونى مى شود و یا شنهاى داغ پایش را مى سوزاند چگونه بیتابى مى کند؟! پس ، چگونه خواهد بود اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد و هم بسترش سنگ و همدمش شیطان باشد؟!.
(2)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
لو اءن دلوا صب من غسلین فى مطلع الشمس لغلت منه جماجم من فى مغربها؛(991)
اگر یک سطل از چرک و خون دوزخیان در شرق عالم ریخته شود بر اثر آن جمجمه کسانى که غرب عالمند به جوش مى آید.
(3)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
اءدنى اهل النار عذابا ینتعل بنعلین من نار یغلى دماغه من حرارة نعلیه ؛(992)
کم عذاب ترین اهل جهنم دو کفش از آتش به پا دارد که از حرارت آنها مغرش به جوش مى آید.
(4)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
اءکثر ما یدخل الناس النار الاجفان : الفم والفرج ؛(993)
دو چیز میان تهى بیش از همه مردم را به جهنم مى برد: دهان و شرمگاه .
(5)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
اءول من یدخل النار اءمیر متسلط لم یعدل ، وذو ثروة من المال لم یعط المال حقه وفقیر فخور؛(994)
اولین کسى که به جهنم مى رود فرمانرواى قدرتمندى است که به عدالت رفتار نمى کند و ثروتمندى که حقوق مالى خود را نمى پردازد و نیازمند متکبر.
(6)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
ان لجهنم بابا لایدخلها الا من شفا غیظه بمعصیة الله تعالى ؛(995)
جهنم را درى است که جز کسى که با معصیت خداى تعالى خشم خود را فرو نشاند، از آن وارد نمى شود.
(7)
حدیث قدسى :
فیما اوحى الى عیسى (علیه السلام) هى (یعنى النار) دار الجبارین والعثاة الظالمین کل فظ غلیظ و کل مختال فخور؛(996)
به عیسى (علیه السلام) وحى شد که جهنم سراى جباران و سرکشان ظالم است و جایگاه هر تندخوى خشن و هر متکبر مغرورى .
(8)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
والذى بعثنى بالحق بشیرا لایعذب الله بالنار موحدا اءبدا؛(997)
سوگند به آن کس که مرا نوید دهنده بر انگیخت ، خداوند هرگز یکتا پرست را در آتش عذاب ندهد.
(9)
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
فى قوله تعالى (یا حسرتنا على ما فرطنا) الحسرة اءن یرى اءهل النار منازلهم من الجنة فى الجنته فتلک الحسرة ؛(998)
درباره آیه ((دریغا که کوتاهى کردیم )) فرمود: دریغ از این روست که جهنمیان جایگاه بهشتى خود را در بهشت مى بینند. این موجب حسرت مى شود.
(10)
امام صادق (علیه السلام):
انما خلد اءهل النار فى النار لاءن نیاتهم کانت فى الدنیا اءن لو خلدوا فیها اءن تعصوا الله اءبدا و انما خلد اءهل الجنة فى الجنة لاءن نیاتهم کانت فى الدنیا اءن لوبقوا فیها اءن یطیعوا الله اءبدا فبا النیات خلد هولاء و هولاء ثم تلاقو له تعالى : (قل کل یعمل على شاکلته ) قال : على نیته ؛(999)
جهنمیان از این رو در آتش جاویدانند که در دنیا نیتشان این بود که چنانچه تا ابد زنده بمانند تا ابد خدا را نافرمانى کنند و بهشتیان نیز از این رو در بهشت جاویدانند که در دنیا بر این نیت بودن که اگر براى همیشه ماندگار باشند براى همیشه خدا را فرمان برند. پس ، جاودانگى هر دو گروه به سبب نیتهایشان است . آن گاه حضرت این آیه را تلاوت کردند: ((بگو هر کس طبق نیت خود عمل مى کند))

980- نهج الفصاحه ح 1327.
981- نهج الفصاحه ح 1060.
982- بحارالانوار 8/120/11.
983- امالى طوسى 1/29/31.
984- بحارالانوار 77/96/1.
985- بحارالانوار 78/13/71.
986- نهج الفصاحه ح 321.
987- نهج الفصاحه ح 1555.
988- نهج الفصاحه ح 864.
989- غررالحکم 6/423/10868.
990- نهج البلاغه خطبه 183.
991- امالى طوسى 1/533/1162.
992- کنزالعمال 14/527/39507.
993- کنزالعمال 16/103/44071.
994- عیون الاخبار الرضا 1/31/20.
995- تنبیه الخواطر 1/121.
996- کافى 8/136/103.
997- التوحید 29/31.
998- الدرالمنثور 3/9.
999- کافى 2/85/5.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۸ ، ۲۱:۲۳
بهنام جدی بالابیگلو

نزدیکِ مرگ به عبد الملک مروان گفتند که 84 ساله هستى، الان حالت چطور است؟

گفت:

الان معناى این آیه قرآن را که مى‏فرماید :

« وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى »

و [ لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب مى‏شود : ] همان‏گونه که شما را نخستین بار [ در رحم مادر تنها و دست خالى از همه چیز ] آفریدیم .

خوب درک مى‏کنم. الان برایم روشن شد که تمام این جاه و جلالى که در اختیار ما بود، خیال بود و خیال بود و خیال.

دوست داشتم به جاى این که شاه این مملکت باشم، دو عدد گوسفند داشتم و در بیابان گوسفندچرانى مى‏کردم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۸ ، ۲۰:۵۰
بهنام جدی بالابیگلو

براه انداختن اقتصاد جهادی -همانند نهضت درختکاری- زمانی میسر می شود که اشخاص به اهداف و اغراضی فراتر از منافع شخصی ، حزبی، نژادی، قبیله ای، ملی و ... بیندیشند.

اگر ما بتوانیم با ترویج فرهنگ آخرتگرایی نیتهای افراد را ارتقا دهیم براحتی خواهیم توانست که اقتصاد جهادی را در جامعه پیاده کنیم.

اگر ما توانستیم قله اقتصاد جهادی را فتح کنیم به ثروتی افسانه ای رسیده ایم ،

ثروتی که با هیچ تحریمی درهم نمی شکند و تمامی توطئه های دشمن را نقش بر آب می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۳:۵۶
بهنام جدی بالابیگلو

💚💚امام صادق (ع):

🔷🔹 آن شب که مرده را در گور نهاده باشند منکر و نکیر علیهما السّلام مىآیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد،

🔷🔹اگر مرده مؤمن و طاعتکار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع کند و قبر وى باغی گردد از باغهاى بهشت،

🔷🔹و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالى گردد از گودالهایهاى دوزخ.

📚شهاب الأخبار ،متن،80 ،الباب الاول

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۸ ، ۰۰:۵۵
بهنام جدی بالابیگلو

💠 سأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه‌السلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ :

( وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِها وَیُسْتَهْزَأُ بِها ) إِلى آخِرِ الْآیَةِ

فَقَالَ :

« إِنَّمَا عَنى بِهذَا إِذَا سَمِعْتُمُ الرَّجُلَ الَّذِی یَجْحَدُ الْحَقَّ وَیُکَذِّبُ بِهِ، وَ یَقَعُ فِی الْأَئِمَّةِ علیهم‌السلام، فَقُمْ مِنْ عِنْدِهِ، وَلَا تُقَاعِدْهُ کَائِناً مَنْ کَانَ »

از امام صادق (علیه السّلام) درباره این آیه از قران پرسیدم :

و خداوند ( این حکم را ) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه شنیدید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! و گر نه شما هم مثل آنان خواهید بود .. [ نساء ـ ١۴٠ ]

امام در پاسخ فرمود :

همانا مقصود از آیه این است که وقتى شنیدید که مردى حق را انکار مى‌کند و دروغ مى‌شمارد و به ائمه (علیهم السّلام) بد مى‌گوید، از نزد او برخیز و با او همنشین نشو، هر که خواهد باشد.


📚 مرآة العقول، ج ١١، ص ٨٩ {حدیث صحیح}


💠 سمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه‌السلام یَقُولُ :

« مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ، فَلَا یَقْعُدَنَّ فِی مَجْلِسٍ یُعَابُ فِیهِ إِمَامٌ، أَوْ یُنْتَقَصُ فِیهِ مُؤْمِنٌ »


امام صادق علیه السّلام :

هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد، نباید در مجلسى بنشیند که در آن امام یا مؤمن را عیب جوئى یا تحقیر کنند.


📚 روضه المتقین، ج ٩، ص ٣۴۴ [ حدیث حسن]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۸ ، ۰۰:۵۱
بهنام جدی بالابیگلو
جهاد، لباس تقوا، و زره محکم، و سپر مطمئن خداوند است، کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و آن را ترک کند، خدا لباس ذلت و خواری بر او می‌پوشاند، و دچار بلا و مصیبت می‌شود و کوچک و ذلیل می‌گردد، دل او در پرده گمراهی مانده و حق از او روی می‌گرداند، به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.
نهج‌البلاغه - خطبه 27

روح برجام= ترک جهاد با آمریکا و پوشیدن لباس خواری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۹:۲۲
بهنام جدی بالابیگلو

👈رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

🔴همه چشم‌ها روز قیامت گریانند جز سه چشم:

چشمی که از ترس خدا بگرید،

چشمی که از نامحرم فرو نهاده شود،

چشمی که در راه خدا شب زنده دار باشد.

📙بحارالانوار، ج101، ص35

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۵۷
بهنام جدی بالابیگلو

❤️ سخن امام رضا(علیه السلام) درباره مرگ ❤️

مَن ذَکَر المَوتَ وَ لَم یَسْتَعِدَّ لَهُ فَقَدِ استَهْزَأَ بِنَفسِه!

کسی که از مردن یاد می‌کند ولی خود را برای آن آماده نمی‌کند در حقیقت خود را مسخره کرده است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۵۳
بهنام جدی بالابیگلو

🌷روزقیامت،اهل جهنم باچهره سیاه

واهل بهشت باچهره سفیدمحشور میشوند:

🌷یوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوه
ٌ

فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ

🌷روزقیامت اهل بهشت باچهره‌هائی سفید،

اهل جهنم باچهره سیاه محشور میشوند

اما آنها که صورتهایشان سیاه شده، به آنها گفته می‌شود:

آیا بعد از ایمان، کافر شدید؟! پس بچشید عذاب را، به سبب کفرتان.

🌷وأَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

و امّا آنها که چهره‌هایشان سفید شده، در رحمت خداوند خواهند بود؛ و جاودانه در آن می‌مانند.
۱۰۶ و۱۰۷ آل عمران

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۴۴
بهنام جدی بالابیگلو
💞 #پیامبر_اکرم (ص):

🍃هر که نهالى بکارد ، خداوند به مقدار میوه اى که از آن درخت به دست مى آید ، در نامه اعمال او پاداش مى نویسد.🌾

📚کنز العمال: ۹۰۵۷🌿
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۱۵
بهنام جدی بالابیگلو
⭕️قیامت روزی است که خداوند همه انسان‌های گذشته و آینده را برای رسیدگی دقیق حساب و رسیدن به پاداش اعمال، گرد آورد، همه فروتنانه به پاخیزند، عرق از سر و رویشان و کنار دهانشان جاری است، و زمین زیر پایشان لرزان است، نیکوحالترین آنان کسی است که جای گذاشتن دو پایش را پیدا کند یا جایی برای آسوده ماندن بیابد.
#نهج‌البلاغه #خطبه102
┄═❁๑🍃๑🌹๑🍃๑❁═┄
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۰۸
بهنام جدی بالابیگلو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۰۱
بهنام جدی بالابیگلو
✅هنگامی که به تشییع جنازه مرده‌ای می‌رویم،‌ بدانیم که روح مرده اطراف ما در حرکت است و قدم به قدم با ما تا قبرستان می‌آید ولی ما او را نمی‌بینیم و جملاتی را می‌گوید که ما نمی‌شنویم:

✍رسول‌ خدا (ص) می‌فرمایند:
وقتی که مرده‌ را در‌ تابوت‌ حمل‌ میکنند، روحش‌ اطراف تابوت‌ به‌ پرواز‌ در میآید و پیوسته‌ ندا میدهد: ای اهل‌ من‌! ای فرزندان‌ من‌! دنیا با شما بازی نکند همان‌ قسمی که‌ با من‌ بازی کرد؛ مال‌ دنیا را از طریق‌ حلال‌ و غیر حلال‌ جمع‌آوری کردم‌ و سپس‌ همه‌ را برای غیر خود گذاردم‌،

💥پس‌ عیش‌ و راحتی و گوارائی آن‌ مال‌ برای دیگران‌ است‌ و عواقب‌ حساب‌ و تبعات‌ آن‌ برای من‌؛ پس‌ بترسید و حذر کنید از مثل‌ آنچیزی که بر من‌ وارد شد.

📚:بحارالانوار ج ۶ ص ۱۶۱
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۲۱:۴۸
بهنام جدی بالابیگلو
💟 امیر مومنان فرمودند:

🔸آنچه را که مردگان دیدند اگر شما می دیدید، ناشکیبا بودید و می ترسیدید، و سخن حق رامی شنیدید و فرمان می بردید.
🔸ولی آنچه آنها مشاهده کردند بر شما پوشیده است، و نزدیک است که پرده ها فروافتد. (مرگ به سراغ شما آید و پشت پرده غیب را مشاهده کنید)


🍃 #نهج‌البلاغه #خطبه20
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۲۱:۴۷
بهنام جدی بالابیگلو



حسین پناهی چه زیبا گفت:
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ…!
ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ…!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ…!
ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ…!
ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ…!
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ…!
ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ…!
ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ …!
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ …!
ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ…!
ﻫِـــــــــــــــــﻪ ……!

+ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ…!
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ…!
ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ
ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ …!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ
ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند…!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۷ ، ۲۱:۳۲
بهنام جدی بالابیگلو

 

 سیدامیر سیاح در سایت الف نوشت:

سرنوشت وحشتناک قارون، یکی از عبرت‌آموزترین حکایات اقتصادی ـ اجتماعی قرآن است. ثروت قارون هرچند افسانه‌ای می‌نماید اما به نص صریح قرآن، ثروت قارون، افسانه نبوده است. آیه 76 سوره قصص در توصیف ثروت قارون تصریح دارد گنج های قارون چنان عظیم بود که... : «مردان قوی کلیدهای گنج‌های قارون را به سختی حمل می‌کرده‌اند»

قارون با وجود این همه ثروت، در دنیا به سختی عذاب و به فرمان خدا با همه گنج‌ها و دارایی‌هایش توسط زمین بلعیده شد. اما آنچه باعث این عذاب وحشتناک شد، ثروت زیاد قارون نبود. در بینش دینی ما، داشتن ثروت به خودی خود بد نیست و حتی می‌تواند باعث سعادت دنیا و آخرت شود. آیه 77 سوره قصص تصریح دارد که به خود قارون گفته شد: «به واسطه آنچه خدا به تو داده بکوش تا سعادت آخرت را کسب کنی و بهره‌ات از دنیا را هم فراموش نکن و نیکی کن همانطور که خدا به تو نیکی کرده است».

عذاب وحشتناک قارون حتی به دلیل منشاء تحصیل ثروت‌اش نبوده است. به گفته مفسران، قارون در عهد حکومت حضرت موسی(علیه السلام) می‌زیست و پسر عمومی پیامبر خدا بود اما ثروت‌اش را از رانت نزدیکی با حضرت موسی (علیه السلام) بدست نیاورده بود بلکه به ادعای خودش که در قران هم تصریح شده، با تدبیر و ذکاوت اش کسب کرده بود.

بنابراین عذاب قارون نه به دلیل کثرت ثروتش بوده و نه این ثروت عظیم از راه کج بدست آمده بوده، پس چرا قارون آنطور عذاب شد؟ آیه 79 سوره قصص دلیل عذاب شدید و خاص قارون را شرح داده است:

«...آنگاه قارون با زینت و تجمل بسیار بر قومش وارد شد و تجملات خود را به رخ آنها کشید به طوری که مردم دنیا طلب، آه حسرت کشیدند و گفتند این قارون چه لذت زیادی می برد، ای‌کاش از ثروت او به ما هم عطا می شد»

به گفته مفسران، آنچه باعث عذاب وحشتناک قارون شد، راه انداختن مانور تجمل و مالاً دورکردن مردم از یادخدا و ایجاد حسرت مال دنیا در دل عموم بود.

این مفاهیم در ادبیات اقتصادی به کمک اصطلاح «فقراحساسی»(Psychological Poverty) توضیح داده می‌شود. منظور از فقر احساسی، حالتی است که برخی اشخاص از مقایسه بهرمندی‌های مادی خود با اطرافیان ثروتمندترشان بدست می‌آورند. فقر احساسی الزاماً به فقرای واقعی دست نمی‌دهد، چه بسا یک فرد نسبتاً ثروتمند در مقایسه سطح زندگی خود با اطرافیان بسیار ثروتمند‌تر، دچار فقر احساسی شود و چه بسا یک فرد واقعا فقیر، خود را از مال دنیا بی‌نیاز بداند و مانور تجمل افراد ثروتمند نظرش را نگیرد.

در جامعه‌ای که ارزشهای صرفاً مادی برای مردم مهم باشد...، در جامعه‌ای که رانت و یک شبه پولدارشدن باب باشد... و درجامعه‌ای که مسیر ترقی و ارتقا و شایسته‌سالاری شفاف نباشد... و بالاخره در جامعه‌ای که مانور تجمل و فخرفروشی ثروتمندان متعارف باشد...، فقر احساسی هم بیشتر و بیشتر خواهد بود و آثارش را با شدت بیشتری بجا خواهد گذاشت.

می‌توان حدس زد جامعه امروز ایران از آثار وجود گشترده فقر احساسی به شدت رنج می برد. گزارش‌های نیروی انتظامی نشان می‌دهد اکثر زنان خودفروش، برای تامین نیازهای مادی به فحشا کشیده شده‌اند. شاید بسیاری از آنها از نظر استانداردهای رفاهی، فقیر نبوده‌اند اما خود را با دختران ثروتمند همسایه و همکلاسی و فامیل و بدتر از همه، دختران سریال‌ها و آگهی‌های بازرگانی تلویزیون مقایسه و «احساس فقر» کرده و خواسته‌اند به هر قیمت که شده خود را از شر فقر، نجات دهند.

وقتی داشتن خانه بزرگ‌تر، لباس و ماشین و موبایل گرانتر، ارزش می شود و مانور تجمل و فخرفروشی ثروتمندان رایج می گردد، می‌توان انتظار داشت زمینه انواع انحرافات اجتماعی و جرایم هم بالا رود.
جوان ایرانی وقتی در تبلیغات تلویزیونی دایم می‌بیند جوان هم سن و سال او همسر زیبا، خانه رویایی، ماشین آخرین مدل دارد و تنها دغدغه‌اش، صف بانک برای پرداخت قبض‌هایش است!، طبیعی است احساس می‌کند جامعه حق او را نپرداخته و دایم احساس حسرت، حرمان، تبعیض می‌کند. چنین جوانی اگر زمینه دینی و اعتقادی قوی نداشته باشد مستعد انواع انحرافات و جرایم خواهد بود چرا که تصور می‌کند جامعه حق‌اش را خورده و او حق دارد تلافی کند. تصور می کند مثلا حق دارد قانون را رعایت نکند، حق دارد اگر توانست بی اجازه از اموال عمومی و حتی خصوصی بردارد، بردارد و حتی اگر توانست، مانع لذت ثروتمندان شود چراکه او هم حق داشته از زندگی لذت ببرد اما حقش ضایع شده است...

شاید به دلیل همین آثار ناهنجار و خانمان برانداز «فخرفروشی ثروتمندان» بوده است که خداوند آن عذاب وحشتناک را نصیب قارون کرد. چرا که قارون با رفتار خود، حسرت نداشتن ثروت و رفاه را در جامعه می‌پراکند.
یادآوری می شود اسلام با کسب ثروت مخالف نیست، اتفاقاً، کار و تلاش برای معاش را حتی تقدیس هم می‌کند و کسب روزی حلال را معادل جهاد در راه خدا می‌داند اما اسلام با جمع آوری و تکاثر و روی هم انباشتن ثروت و بدتر از همه، فخر فروشی و راه انداخت مانور تجمل مخالف است.

امروز و در جمهوری اسلامی، بسیاری از ثروتمندان، به ویژه طبقه نوکیسه و تازه به دوران رسیده بدون قید و بند مانور فخرفروشی به راه انداخته‌اند.

بازار که روز به روز کالاهای مناسبتری برای تفاخر نوکیسه‌ها و ایجاد حسرت برای بقیه مردم عرضه می‌کند، صدا وسیمای بی خیال و منگ ما هم در خدمت تبلیغ برای نوکیسه‌ها و ترویج فقر احساسی است...

پس چه کسی باید رفتار شبهه قارون‌ها و خرده قارون‌ها را در جامعه ما مهارکند؟
 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۷ ، ۲۲:۱۱
بهنام جدی بالابیگلو

✅ زمان از مشخصات و مختصات عالم دنیاست که روز و شب و ماه و سال دارد و وقتی دنیا به پایان می‌رسد خصوصیات آنهم تمام می‌شود و چنانچه کسی وارد برزخ شود دیگر این گذر زمان معنای دیگری پیدا می‌کند و ممکن است برای یک نفر یکساعت دنیا هزار سال بگذرد و برعکس هزار سال برای یک شخص دیگر به اندازه یکساعت دنیا باشد، این روایت به این نکته به خوبی اشاره میکند:

🌷 روزی امیرالمومنین علی (ع) با جمعی از یاران خود به قبرستان رفتند و خطاب به آنان فرمودند:

❓آیا می خواهید چیزی را به شما نشان دهم که تاکنون ندیده باشید؟
عرض کردند: بلی یا امیرالمومنین.

🔘 پس حضرت بر سر قبر کهنه ای که نشان می داد صاحب آن مدت ها پیش فوت نموده، رفته و فرمودند:
«یا عَبدالله؛ قُم بِاذنِ الله؛ ای بنده ی خدا؛ به اِذن خداوند برخیز»

⭕️در همان حال قبر شکافته شد و پیرمردی با محاسن و موهای سفید از قبر بیرون آمد و عرض کرد: «السلامُ عَلیک یا وَلی الله».

🔻حضرت جواب او را داده و فرمودند: چند سال است که از دنیا رفته ای؟
🔻مرد پاسخ داد: فدایت شوم، سال نشده.
🔻حضرت فرمودند: چند ماه است؟
🔻مرد پاسخ داد: به ماه هم نرسیده.
🔻حضرت فرمودند: چند روز است؟
🔻مرد عرض کرد: روز هم نشده است.
🔻حضرت فرمودند: چند ساعت است؟
🔻مرد پاسخ داد: به ساعت هم نرسیده است،

⭕️چرا که تا داخل قبر خویش گردیدم، بعد از سؤال نکیر و منکر، حوریِ زیباروی و خوش صورتی را در قبر دیدم و در آن لحظه به ناگاه گردنبندی که در گردن داشت پاره گردید و دانه های آن متفرق شد و من و او مشغول جمع کردن دانه ها گردیدیم که به ناگاه شما مرا فراخواندید.

⭕️پس حضرت علی (ع) فرمودند: ای مرد به جایگاه خود بازگرد و انشاءالله خداوند تو را از رحمت بی پایانش بی نصیب نفرماید.

⚛ وقتی آن مرد به درون قبر بازگشت حضرت به همراهان خود فرمودند:
او صد سال بود که از دنیا رفته و به دلیل اعمالش تا قیام قیامت دچار عذاب عالم برزخ نخواهد گردید.

🔶 آنگاه حضرت بر سر قبری که تازه بود و گویا صاحب آن ساعاتی پیش از دنیا رفته بود آمدند و صاحب آن قبر را صدا زدند.
🔸پس جوانی سیاه روی با حالی زار از قبر بیرون آمد و پاسخ داد:
«السلامُ عَلیک یا امیرالمومنین».
🔸حضرت جواب سلام او را داده و فرمودند: جوان؛ چند ساعت است که از دنیا چشم فروبسته ای؟
🔸عرض کرد: فدایت شوم، از ساعت گذشته است.
🔸حضرت فرمودند: چند روز است؟
🔸پاسخ داد: از روز زیادتر است.
🔸حضرت فرمودند: چند سال است؟
🔸پاسخ داد: سال های فراوانی است، آنقدر گرفتاری و رنج و عذاب بر من غالب شده است که خاطرم نیست چند سال است، گویا صد سال است.

🔳 پس حضرت فرمودند: به جایگاه خود بازگرد و در حق او دعا فرمودند و به برکت دعای آن حضرت در عقاب و عذاب او تخفیفی داده شد.
🔳 سپس امیرالمومنین علی (ع) فرمودند: او را همین امروز و شاید یک ساعت پیش دفن کرده اند و همانا آگاه باشید که فرق میان انسان مومن و منافق در قبر این چنین است.


📕جواهر: 181، جهنم میعادگاه پیروان شیطان: 38، برزخ ص 59

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۷ ، ۲۳:۰۸
بهنام جدی بالابیگلو

🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃


*شیخ ناصر رفیعی*

* روایت داریم حق الناس در برزخ انسان را اسیر می کند مثلا یک سوم فشار قبر متعلق به غیبت است. در روایتی دیگر هست که خداوند بر روی پل صراط کمینی قرار داده که هر کس حق الناس بر گردن دارد، از آنجا به بعد حق عبور ندارد.👌👌*

*💚پیامبر ((ص)) فرمودند:💚*

*👈👈بیچاره ترین مردم کسی است که با اعمال خوب وارد صحرای محشر شود مثلا در نماز ، حج و ... مشکلی نداشته باشد و جز اصحاب یمین قرار گیرد اما زمانی که قصد ورود به بهشت می کند گروهی از مردم مانع می شوند علت را جویا می شود و می شنوند که حقوق آنها را پایمال کرده است . در آن لحظه از فرشتگان کمک می طلبند و آنها می گویند: حلالیت بگیر , یعنی قسمتی از اعمال خوب خود را به آنها بده تا حلالت کنند*

*👈👈وقتی این کار را می کنند متوجه می شوند دیگر هیچ چیز ندارند و نامه را به دست چپ می دهند که از نظر پیامبر بیچاره ترین بنده ها هستند.*


*✅ باید به شدت مراقب باشیم حق الناسی برای ما ایجاد نشود*

*((مانند: غیبت ،، تهمت ،، آزار و اذیت مردم ،، ندادن حق و پول مردم و...))*

*👈👈و اگر هم جایی حق الناسی بر ما بود فورا در همین دنیا نهایت سعی و تلاش خود را بکنیم که حلالیت بطلبیم و آن را تسویه کنیم.*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۷ ، ۲۳:۰۳
بهنام جدی بالابیگلو