ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۸ ب.ظ

احترام مادر

مادر یکى از شهداى جنگ تحمیلى پس از دفن شهید خود هر شب جمعه را تابه صبح بر مزار شهیدش در قبرستان شهداء بیتوته مى کرد و پس از طلوع آفتاب روز جمعه به خانه بر مى گشت .این روش مدتى ادامه داشت تا اینکه این کاربصورت یک عادت براى این مادر شهید شده بود و بسیارى از منسوبین نیز مى دانستند، تا اینکه آن زن خود بخود دست از این کار برداشته بود.از او پرسیدند:

خوابیدن در قبرستان را رها کردى ؟

گفت :

شبى از شبها وقتى به خواب رفتم ، دیدم تمامى شهداى آن قبرستان ساکهاى مسافرتى خود را بسته و آماده مسافرت هستند،

از فرزندم پرسیدم :

آنها عازم کجا هستند؟
گفت :

هر روز عصر به نجف اشرف و زیارت حضرت امیر المومنین (ع ) مى رویم و صبح بر مى گردیم و اینها عازم نجف اشرف هستند.
گفتم :

مگر شما همراه آنها نمى روى ؟
گفت :

خیر.
گفتم :

چرا؟
گفت :

مهمان دارم ، باید براى احترام او در حضورش باشم .
گفتم :

مهمانت کیست ؟
گفت :

شما
گفتم :

من ؟!
گفت :

بلى و از خواب بیدار شدم ، قدرى با خود فکر کردم و گفتم هرگز سزاوار نیست من در قبرستان بمانم و فرزندم از فیض زیارت حضرت امیر المومنین مروم بماند.از این رو تصمیم گرفتم هر شب جمعه پس از زیارت اهل قبورت تا روز باقى است قبرستان را ترک کنم



نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

احترام مادر

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۸ ب.ظ

مادر یکى از شهداى جنگ تحمیلى پس از دفن شهید خود هر شب جمعه را تابه صبح بر مزار شهیدش در قبرستان شهداء بیتوته مى کرد و پس از طلوع آفتاب روز جمعه به خانه بر مى گشت .این روش مدتى ادامه داشت تا اینکه این کاربصورت یک عادت براى این مادر شهید شده بود و بسیارى از منسوبین نیز مى دانستند، تا اینکه آن زن خود بخود دست از این کار برداشته بود.از او پرسیدند:

خوابیدن در قبرستان را رها کردى ؟

گفت :

شبى از شبها وقتى به خواب رفتم ، دیدم تمامى شهداى آن قبرستان ساکهاى مسافرتى خود را بسته و آماده مسافرت هستند،

از فرزندم پرسیدم :

آنها عازم کجا هستند؟
گفت :

هر روز عصر به نجف اشرف و زیارت حضرت امیر المومنین (ع ) مى رویم و صبح بر مى گردیم و اینها عازم نجف اشرف هستند.
گفتم :

مگر شما همراه آنها نمى روى ؟
گفت :

خیر.
گفتم :

چرا؟
گفت :

مهمان دارم ، باید براى احترام او در حضورش باشم .
گفتم :

مهمانت کیست ؟
گفت :

شما
گفتم :

من ؟!
گفت :

بلى و از خواب بیدار شدم ، قدرى با خود فکر کردم و گفتم هرگز سزاوار نیست من در قبرستان بمانم و فرزندم از فیض زیارت حضرت امیر المومنین مروم بماند.از این رو تصمیم گرفتم هر شب جمعه پس از زیارت اهل قبورت تا روز باقى است قبرستان را ترک کنم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۰
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">