ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
دوشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۳ ب.ظ

زبان علقمه از خشم مادرش در بند است

در زمان پیامبر - ص - جوانى بود او را علقمه مى گفتند،

او بیمار شد، چون به دم مرگ رسید رسول خدا - ص - به مسلمانان از جمله عمار فرمود:
بروید و کلمه شهادتین را به وى تلقین کنید.

آنها رفتند و هر چه کردند نتوانست بگوید،

حضرت را خبر کردند، فرمود:
مادر او را بیاورید،

چون مادرش حاضر شد،
پیامبر - ص - فرمود:

میان تو و علقمه چگونه است ؟
عرض کرد:

یا رسول الله ! از وى رنجیده ام .
حضرت رو به اصحاب نمود و فرمود:

زبان علقمه از خشم مادرش در بند است اگر بى شهادت از دنیا برود.
آنگاه حضرت به بلال فرمود:

برو و هیزم و هیمه بسیار بیاور تا علقمه را بسوزانیم !
پیرزن فریاد برآورد که یا رسول الله تا به این حد راضى نیستم ، هر چند از وى رنجیده ام ، آخر او پاره تن من است .


حضرت فرمود:

به آن خدایى که مرا به راستى به سوى خلق فرستاد، اگر تو از وى راضى نشوى نماز و روزه و طاعات او قبول درگه حق تعالى واقع نمى شود و او را به آتش مى سوزانند،

آن زن عرض کرد یا رسول الله گواه باش که از او راضى شدم و او را حلال کردم .
حضرت به بلال فرمود:

ببین حال علقمه چطوراست ،

بلال چون به در خانه رسید آواز علقمه را شنید که شهادتین مى گفت و وفات نمود.

جواهر، ص 47، از مصابیح .



نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

زبان علقمه از خشم مادرش در بند است

دوشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۳ ب.ظ

در زمان پیامبر - ص - جوانى بود او را علقمه مى گفتند،

او بیمار شد، چون به دم مرگ رسید رسول خدا - ص - به مسلمانان از جمله عمار فرمود:
بروید و کلمه شهادتین را به وى تلقین کنید.

آنها رفتند و هر چه کردند نتوانست بگوید،

حضرت را خبر کردند، فرمود:
مادر او را بیاورید،

چون مادرش حاضر شد،
پیامبر - ص - فرمود:

میان تو و علقمه چگونه است ؟
عرض کرد:

یا رسول الله ! از وى رنجیده ام .
حضرت رو به اصحاب نمود و فرمود:

زبان علقمه از خشم مادرش در بند است اگر بى شهادت از دنیا برود.
آنگاه حضرت به بلال فرمود:

برو و هیزم و هیمه بسیار بیاور تا علقمه را بسوزانیم !
پیرزن فریاد برآورد که یا رسول الله تا به این حد راضى نیستم ، هر چند از وى رنجیده ام ، آخر او پاره تن من است .


حضرت فرمود:

به آن خدایى که مرا به راستى به سوى خلق فرستاد، اگر تو از وى راضى نشوى نماز و روزه و طاعات او قبول درگه حق تعالى واقع نمى شود و او را به آتش مى سوزانند،

آن زن عرض کرد یا رسول الله گواه باش که از او راضى شدم و او را حلال کردم .
حضرت به بلال فرمود:

ببین حال علقمه چطوراست ،

بلال چون به در خانه رسید آواز علقمه را شنید که شهادتین مى گفت و وفات نمود.

جواهر، ص 47، از مصابیح .

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۸
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">