ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
سه شنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۱۸ ب.ظ

عاقبت زناکار

 


آورده اند که حضرت عیسى (علیه السلام) از گورستانى عبور مى کرد. گورى را دید که آتش از او شعله ور مى شود.

 حضرت عیسى (علیه السلام ) دو رکعت نماز به جا آورد و عصا بر گور زد. گور شکافته شد. شخصى را در میان آتش دید.


حضرت عیسى (علیه السلام) گفت :

 اى مرد چه کرده اى که بدین عذاب سخت گرفتار شده اى ؟!


آن مرد گفت :

 یا روح الله ! من مردى بودم که به ناموس مردم تجاوز مى کردم ، چون وفات کردم و مرا دفن کردند، از حضرت حق خطاب رسید که وى را بسوزانید. از آن روز تا کنون مرا مى سوزانند.

حضرت عیسى (علیه السلام) نگاهى کرد، مارى سیاه و عظیم الجثه در گور وى دید، پرسید:

 که با این مسکین چه مى کنى ؟!


آن مار گفت :

 تا وى را دفن کردند از وى غایب نبوده ام همراه با زهرى که اگر قطره اى از آن به رود نیل و فرات بریزد جمله آب ، قاتل شود.

شخص معذب گفت :

 یا روح الله ! از حق تعالى درخواست کن تا بر من رحم نماید.

حضرت عیسى (علیه السلام) نیز از خداوند طلب رحمت نمود. خطاب رسید که :

 هر که از پس زنان مردم رود ما او را عذابى کنیم که کس دیگر را چنین عذابى نکرده باشیم ، اما چون تو از ما درخواست رحمت کردى ، ما او را به تو بخشیدیم .


عیسى به آن مرد گفت :

مى خواهى که با من باشى ؟


آن مرد گفت :

 یا روح الله ! عاقبت چه چیزى است ؟

حضرت عیسى فرمود:

 عاقبت مرگ است .
آن مرد گفت :

 نمى خواهم زیرا صد سال است که مرده ام اما هنوز تلخى جان کندن در کام من است

 



نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

عاقبت زناکار

سه شنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۱۸ ب.ظ
 


آورده اند که حضرت عیسى (علیه السلام) از گورستانى عبور مى کرد. گورى را دید که آتش از او شعله ور مى شود.

 حضرت عیسى (علیه السلام ) دو رکعت نماز به جا آورد و عصا بر گور زد. گور شکافته شد. شخصى را در میان آتش دید.


حضرت عیسى (علیه السلام) گفت :

 اى مرد چه کرده اى که بدین عذاب سخت گرفتار شده اى ؟!


آن مرد گفت :

 یا روح الله ! من مردى بودم که به ناموس مردم تجاوز مى کردم ، چون وفات کردم و مرا دفن کردند، از حضرت حق خطاب رسید که وى را بسوزانید. از آن روز تا کنون مرا مى سوزانند.

حضرت عیسى (علیه السلام) نگاهى کرد، مارى سیاه و عظیم الجثه در گور وى دید، پرسید:

 که با این مسکین چه مى کنى ؟!


آن مار گفت :

 تا وى را دفن کردند از وى غایب نبوده ام همراه با زهرى که اگر قطره اى از آن به رود نیل و فرات بریزد جمله آب ، قاتل شود.

شخص معذب گفت :

 یا روح الله ! از حق تعالى درخواست کن تا بر من رحم نماید.

حضرت عیسى (علیه السلام) نیز از خداوند طلب رحمت نمود. خطاب رسید که :

 هر که از پس زنان مردم رود ما او را عذابى کنیم که کس دیگر را چنین عذابى نکرده باشیم ، اما چون تو از ما درخواست رحمت کردى ، ما او را به تو بخشیدیم .


عیسى به آن مرد گفت :

مى خواهى که با من باشى ؟


آن مرد گفت :

 یا روح الله ! عاقبت چه چیزى است ؟

حضرت عیسى فرمود:

 عاقبت مرگ است .
آن مرد گفت :

 نمى خواهم زیرا صد سال است که مرده ام اما هنوز تلخى جان کندن در کام من است

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۱۷
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">