ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
سه شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۰، ۱۰:۳۵ ق.ظ

روش های دفن مرده ها در آئین زرتشتی

روش های دفن مرده ها در آئین زرتشتی

(دخمه) مدفن مردگان زرتشتی در قدیم

واژه دخمه در فرهنگستانهای مختلف معانی متعددی همچون گورخانه گبران ، سردابه ی مردگان ، خانه زیر زمین برای مردگان ، گور و گورستان زرتشتیان دارد

.

تقریبا" تا 60 سال پیش زرتشتیان ایران در شهرهای کرمان ، یزد ، تهران و سایر شهرهای زرتشتی نشین برای دفن اجساد درگذشتگان خود از دخمه یا برج خاموشان استفاده می کردند که بعضی از این دخمه ها قدیمی ، کهنه و بعضی جدید تر بودند

.

بعد از اینکه مانکجی لیمجی هاتریا در حدود 140 سال قبل از طرف پارسیان بمبئی برای بهبود وضع اجتماعی و دینی زرتشتیان به ایران آمد بعضی از دخمه ها تعمیر و نوسازی و دخمه های جدیدتری هم ساخته شدند که مدتی مورد استفاده بودند

.

بعدها در تهران از اواسط دهه 1310 ، در کرمان از دهه 1320 و در یزد از دهه 1340 به بعد دخمه تبدیل به آرامگاه گردید و به کلی فراموش شد

.

بررسیهای اساتید ، محققین و مورخین مربوطه تمام مؤید آنست که عرضه اجساد در گذشتگان به پرندگان در دخمه از گذشته ی دور ، شاید از دوره ی مادها در سرزمین ایران رایج شده و تمام هدف عدم تماس جسد در گذشته با خاک و آتش بوده است

.

بنا به عقیده ی آن دسته از زرتشتیان که به گذاردن جسد در دخمه اعتقاد دارند ، این کار مزایای بسیار دارد که تدفین و خاکسپاری ندارد.

اولا" ، فرقی بین دارا ونادار وشاه وگدا نیست

.

ثانیا" ، جسد بی جان مردگان به جای اینکه در زیر خاک پوسیده و طعمه ی کرمها ، موشها وانگلها شود ، در مقابل آفتاب خشک شده و توسط پرندگان و لاشخورها خورده می شوند . حتی دیده شده که بسیاری از مردگانی را که در قدیم در دخمه می گذارده اند ، روز های بعد زنده شده و به میان جماعت بازگردانیده می شدند . شاید به آن دلیل که فرد در اثر ایست قلبی یا کاهش سطح هشیاری کاملا" از دست رفته تلقی می شده و حال آنکه با تحریک لاشخوران و پرندگان به مانند یک شوک ، هشیاری خود را باز یافته است

.

محل و معماری دخمه ها

:

زرتشتیان در گذشته ، دور از آبادی ، شهر و مکان مسکونی انسان ها بر روی کوههای نه چندان مرتفع فضایی را جسته و با رعایت آداب و رسوم مخصوص دینی شالوده ی آن را ریخته و حصاری به دور آن بالا می بردند

.

این حصار ، دیوار مدور ضخیمی به شکل برج است که از مصالحی نسبتا" محکم و با دوام ساخته می شدند و پلکانی زمین هموار را به درب دخمه ها متصل می کردند

.

سطح داخلی دخمه به صورت پهنه ی گردی است که تمام آن با تخته سنگهای بزرگ مفروش شده و به طور کلی به چهار قسمت تقسیم بندی می شود

.

نوار دایره ی انتهایی متصل به دیوار پیرامون دخمه که مخصوص مردهاست.

نوار دایره ی میانی بعد از قسمت مردها که مخصوص زنهاست.

نوار دایره ی داخلی بعد از زنها که مخصوص کودکان است.

نهایتا" در مرکز دایره چاه استودان یعنی استخوان دان است که که سنگ متحرکی به نام ارویس در ته آن چاه وجود دارد . استودان یا وهنده عبارت است از چاهی در میان دخمه که به سنگ مفروش است و وقتی اجساد به وسیله ی مرغان لاشه خور از گوشت و پوست تهی شده و تحت تاثیر آفتاب کاملا" خشک می شدند ، استخوانها را در آن چاه می ریختند تا تبدیل به خاک شوند و اینجا بود که توانگر و درویش به گاه مرگ در ته این چاه یکسان می شدند.

هر یک از این سه نوار به جایگاههایی به نام پاوی تقسیم شده که دیوارکهایی از پهنا این پاوی ها را از هم جدا نموده ، یعنی جویهای کوچکی در میان آنها میکندند که مایعات از این راه به چاه استودان یا وهنده می ریختند.

در اطراف دخمه هاز کنار دیوار چهار چاه می کندند که از یک طرف به چاه مرکزی و از طرف دیگر به خارج دخمه راه داشتند تا مایعات را از دخمه خارج سازند . در دم هر چاه ذغال وشن می ریختند تا آب ها تصفیه شده و به بیرون برود تا خاک را آلوده نسازد . ژرفای این چاهها 5 الی 7 متر بود که در ته آنها نیز شن می ریختند.

دخمه ها را کلا" یکسان می ساختند ، در و دیوار و سطح دخمه مشخصات و اندازه های معینی نداشتند بلکه بر حسب نیاز و جمعیت شهرها و روستاهای زرتشتی نشین بنا می شدند

.

اصول ساختن دخمه ها

:

دخمه ها را از خشت خام و گچ بنا می کردند تا مواد آلوده به زمین نرسد . در ساختن دخمه اصولی همچون کوبیدن 4 میخ بزرگ ، 36 میخ متوسط و 260 میخ کوچک بر زمین رعایت می شد . صد نخ پنبه را یک ریسمان می کردند و سه بار آن ریسمان را دور تا دور دخمه به گرد این میخها می پیچاندند و اول سروش باج تا ویدوا مروتی می خواندند و هنگام کوبیدن هر میخ یک یتا اهو زمزمه می کردند . سپس در میان دخمه می نشستند و 100 اشم وهو و 200 یتا اهو می خواندند و 300 سنگ کوچک به میان دخمه می انداختند ، سپس دخمه را بر روی این مکان بنا می کردند.

دلیل برگزاری چنین مراسمی قبل از بنای دخمه مشخص نیست

.

مراسم دینی درگذشتگان

:

در نزدیکی دخمه حدود 150 تا200 متر ( کمی بیشتر یا کمتر ) ساختمان خشت وگلی محقری در دو طبقه و دارای چند اتاق برای انجام مراسم دینی بعد از فوت اشخاص ساخته شده بود . یکی از اتاقهای این ساختمان اختصاص به آتش سوز ها داشت و مخصوص آتش سوزی بود

.

کار آتش سوزها که معمولا" دو نفر بودند عبارت بود از این که از روزی که جسد درگذشته را به داخل دخمه می بردند ، مرسوم بود شبها تا سه شب آتش سوزها در آن اتاق که یک پنجره مستقیما" رو به دخمه داشت از سر شب تا صبح آتش بسوزانند ، نور این آتش می بایست از همان پنجره به تمام دخمه بتابد

.

روی دیوار دخمه سوراخ پنجره مانند کوچکی وجود داشت که این سوراخ پنجره و پنجره ی اتاق آتش سوزی و شعله های آتش وسط اتاق می بایست در یک امتداد باشند که نور شعله های آتش از سر شب تا صبح به دخمه و داخل آن بتابد

.

قطعا" این رسم از آنجا سر چشمه می گیرد که چون به اعتقاد زرتشتیان روان شخص در گذشته تا سه شبانه روز در اطراف و بالای سر جسد مرده در پرواز است تا پس از شب سوم به آسمانها پرواز کند ،این مراسم برگزار می شد تا سه شب اول بعد از مرگ از تاریکی و تنهایی نترسد

.

منابع

:

آیین دین زرتشتی مؤلف : مهرگان موبد سیاوخش چاپ : بمبئی

روش تدفین در ایران باستان مؤلف : فریدون شیرمرد فرهمند موسسه انتشاراتی فروهر -1377

 

حملۀ لاشخورها و تکه تکه شدن بدن مرده ها وخورد شدن استخوانهای مرده ها داخل چاه توسط سنگ گردان، دخمه را تبدیل به جهنمی برای جنازه های زرتشتیان نموده بود فلذا پیروان این آیین باستانی، بجای تجدید نظر دراصل اعتقادات خود، دست به تحریف سنت های دفن مرده های خود نمودند وروش نوینی جایگزین فرامین دینی خود کردند:

 

 

دفن مردگان زرتشتی امروزه

باعتقاد زرتشتیان، بمحض اینکه یکنفر وفات نموده وبدنش سرد شد ،روح این شخص که مدتها با بدن محشور و مأنوس بوده اینک مجبور است که آنرا ترک گفته و از آن بیرون بیاید.بدیهی است روان بلافاصله پس از فرارسیدن مرگ از بدن خارج می شود ولی بزودی آنرا ترک نمیکند و از آن دور نمی شود.

برابر نوشته های پهلوی و روایات زرتشتی روح پس از خروج از بدن ، از آن دور نمی شود و تا سه شبانه روز اتصال خودش را با تن حفظ می کند. حتی هنگامی که نعش را بخاک بسپارند باز هم روان تماسش را قطع نمی کند و گاهی بالای سر بدن است و گاهی بمنزل و نزد بستگان خودش بر میگردد.

در عرض این سه شبانه روز روانبخش ثوابکار دائم خوشحال و مسرور است و روح گنهکار برعکس همواره مغموم و غمگین است.

.

بامداد روز چهارم در گذشت روان ، در گذشته پگاه بسر «پل چینود»(با پل صراط مسلمین مساوی است) می رسد و اینجا به حساب کارهای نیک و بد او رسیدگی می شود

.

در بامداد روز چهارم درگذشت در نزدیکی پل چینود محکمه ای بداوری مهرایزد و به حضور فرشتگانی چون سروش ،ورشن و اشتاد تشکیل شده و به حساب کار های نیک و بد روان در گذشته رسیدگی دقیق می شود و در صورتی که کفه کارهای نیک او بر کفه بدی بچربد روان از پل چینود به آسانی گذشته ، به بهشت روشن می رود ، ولی در صورتی که در زندگی مرتکب اعمال زشت و ناپسند زیادی شده باشد کفه کارهای بد او سنگین تر می شود و در این حال از پل گذشتن نمی تواند و به دوزخ تاریک سرنگون می گردد

.

حالا مراسم کفن و بردن او به دخمه

:

بمحض اینکه یک فرد زرتشتی جان به جان آفرین تسلیم نمود پلک چشمهای او را می بستند،دستهای او را روی سینه می گذاردند و پاهایش را از زانو تا می کردند.بعد او را در گوشه ای از منزل که شسته رفته، و آب و جارو شده باشد روی تخت خواب آهنی یا روی زمین سنگفرش شده می خوابانند و با روپوشی نظیف و شسته سر تا پای او را می پوشانند.همانطور که قبلا گفتیم مرده در آیین زرتشتی ناپاک است و با هر چه تماس پیدا کند چه آنچیز جاندار باشد چه بی جان، همه را آلوده می کند و برای پاک و طاهر کردن اینگونه اشیا یا اشخاص آلوده غسلهایی معمول است.

حالا شستن زمین سنگفرش یا تخت آهنی با آب داغ و دواهای ضد عفونی و زدودن آلودگی از آنها کاملا مقدور و میسر است و میکرب ها را می توان بزودی از بین برد ، در صورتی که در مورد چوب یا خاک و سایر اجسام نرم که دارای خلل و فرج(سوراخ) زیادی می باشد اینکار تقریبا غیر ممکن است ، بنابراین برای جلوگیری از سرایت مرض بدیگران ،مرده را یا روی سنگ می گذارند یا روی تخت آهنی

.

2-

بمرده کشها که زرتشتیان آنها را «پیش گاهنان»می نامیدند، خبر داده می شد که فلانی فوت نموده و برای بردن او به آرامگاه ابدی حاضر باشند ، پیش گاهنان که تعدادشان همیشه زوج بود یعنی 2 یا 4 یا 6 بودند پس از غسل نمودن و پوشیدن لباس سفید در منزل صاحب میت حاضر می شدند، پیش گاهنان آنجا کُشتیِ نو می نمایند و بعد در حالی که هم پیوند شده اند میت را برداشته و در تابوتی که زرتشتیان آنرا گَهان یا گاهان می نامند و تمام قسمتهای آن از فلز ساخته شده است می گذارند و بعد گهان را برداشته و از خانه بیرون می آورند و در بیرون منزل آنرا در ماشین حمل میت گذاشته ، به آرامگاه می برند.

بستگان و خویشاوندان و دوستان میت که درب خانه به مناسبت بدرقه جمع شده اند به احترام شخص درگذشته چند قدم پیاده او را مشایعت می کنند و بعد با اتوبوس و یا هر وسیله دیگر پشت سر میت به آرامگاه می روند. بردن مرده به آرامگاه باید در ساعات روز باشد به طوری که مراسم دفن میت تا پیش از غروب آفتاب تمام شده باشد.در آیین زرتشتی سپردن مرده به خاک در ساعات شب جایز نیست، و در عین حال دفن میت باید قبل از سپری شدن 24 ساعت از زمان درگذشت انجام گیرد. برای اینکه این موضوع عملی شود رسم بر این است که اگر کسی در ساعات پیش از ظهر فوت نماید بایستی بعد از ظهر همان روز به آرامگاه برده شده و قبل از غروب آفتاب به خاک سپرده شود و چون شخص در ساعات بعد از ظهر درگذرد جنازه اش باید در ساعات پیش از ظهر روز بعد دفن گردد، و اگر در ساعات شب فوت نماید جنازه او را می شود در ساعات پیش یا بعد از ظهر روز بعد به آرامگاه برده به خاک سپارد.منظور این است که دفن مرده نباید بیش از 24 ساعت به طول بیانجامد مگر در موارد اشخاصی که سکته کرده یا مرگ مشکوک داشته باشند که ممکن است بیش از 24 ساعت میت را نگه داشت

.

3-

غسل میت:

برای شستن مرده اگر مرد باشد ، مرده شویان مردانه ؛ و اگر زن باشد مرده شویان زنانه دست بکار می شوند و با آب گرم و صابون یدن مرده را می شویند. تعداد پاکش.یان هم باید جفت باشد.در آرامگاه زرتشتیان تهران که در کاخ فیروزه واقع شده است بمحض رسیدن ماشین حمل روان ، پاکشویان میت را از پیش گاهنان تحویل می گیرند و در گرمابه مخصوص با آب گرم و صابون می شویند و بعد از خشک کردن بدن مرده آنرا با کفن می پوشانند و کُشتی به کمر او می بندند و سپس او را بر روی تخت آهنی می خوابانند و روی آنرا با پارچه سفید و نظیفی پوشانده به نمازخانه می برند

.

در اینجا باید اضافه نماییم که پارچه کفن اگر نو نباشد اشکالی ندارد ولی باید شسته و پاک و سفید رنگ باشد

.

معمولا برای مرده اگر مرد باشد 18.5 متر ، و اگر زن باشد 16.5 متر و اگر بچه باشد 3.5 متر پارچه جهت تهیه کفن حاضر می شود

.

4-

دفن میت:

در نمازخانه هفت شمع روشن است و موبد ها(قانونا باید دو نفر باشند)در حالی که روبرو میت ایستاده به سرودن گاتها می پردازند و وقتی به نقطه معین رسیدند با اشاره دست آنها پاکشویان میت را برداشته به سوی محل گور می برند ، و آنرا با تخت آهنی در گور که کنده شده است می گذارند. روی قبر با سنگهای سیمانی پوشیده و درز های آنها با سیمان گرفته می شود و بعد روی آنرا با خاک پر می نمایند، پس از چند ماه روی گور سنگ انداخته می شود و نام شخص درگذشته روی لوح حک می گردد.

چند نکته

:

اولا: با توجه با اینکه زرتشتیان آتش را قبلۀ خود می دانند و قبلۀ واحدی برای خود ندارند، همه گورها شرقی غربی کنده می شوند و مرده را طوری در قبر قرار می دهند که سر او به سوی باختر و رویش به طرف خاور باشد.

.

دوما:در بیشتر نقاط زرتشتی نشین محلی وجود دارد که دارای دو درب است و زرتشتیان آنجا را زادومرگ یا پرسش می نامند.

.

جسد بی جان شخص درگذشته پس از انجام تشریفات مقدماتی به شرح گفته شده در این گفتار بر روی دوش پیشگاهنان ، از یکی از درها وارد این محل می شود.اینجا غسل میت به عمل می اید و نماز ویژه(کاتهای اهنود)توسط موبدان برای در گذشته سروده شده و سپس جنازه را از درب دوم خارج نموده ، به آرامگاه ابدی می برند.

.


نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

منوی تصویری سایت ندای الرحیل

تلگرام

-----------------------

 صفحه اصلی

-----------------------

ندای الرحیل2-تصاویر

-----------------------

ندای الرحیل3-سیاسی

-----------------------

ندای الرحیل4-خواب

-----------------------

 ندای الرحیل5 - شعر
پربیننده ترین مطالب

روش های دفن مرده ها در آئین زرتشتی

سه شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۰، ۱۰:۳۵ ق.ظ

روش های دفن مرده ها در آئین زرتشتی

(دخمه) مدفن مردگان زرتشتی در قدیم

واژه دخمه در فرهنگستانهای مختلف معانی متعددی همچون گورخانه گبران ، سردابه ی مردگان ، خانه زیر زمین برای مردگان ، گور و گورستان زرتشتیان دارد

.

تقریبا" تا 60 سال پیش زرتشتیان ایران در شهرهای کرمان ، یزد ، تهران و سایر شهرهای زرتشتی نشین برای دفن اجساد درگذشتگان خود از دخمه یا برج خاموشان استفاده می کردند که بعضی از این دخمه ها قدیمی ، کهنه و بعضی جدید تر بودند

.

بعد از اینکه مانکجی لیمجی هاتریا در حدود 140 سال قبل از طرف پارسیان بمبئی برای بهبود وضع اجتماعی و دینی زرتشتیان به ایران آمد بعضی از دخمه ها تعمیر و نوسازی و دخمه های جدیدتری هم ساخته شدند که مدتی مورد استفاده بودند

.

بعدها در تهران از اواسط دهه 1310 ، در کرمان از دهه 1320 و در یزد از دهه 1340 به بعد دخمه تبدیل به آرامگاه گردید و به کلی فراموش شد

.

بررسیهای اساتید ، محققین و مورخین مربوطه تمام مؤید آنست که عرضه اجساد در گذشتگان به پرندگان در دخمه از گذشته ی دور ، شاید از دوره ی مادها در سرزمین ایران رایج شده و تمام هدف عدم تماس جسد در گذشته با خاک و آتش بوده است

.

بنا به عقیده ی آن دسته از زرتشتیان که به گذاردن جسد در دخمه اعتقاد دارند ، این کار مزایای بسیار دارد که تدفین و خاکسپاری ندارد.

اولا" ، فرقی بین دارا ونادار وشاه وگدا نیست

.

ثانیا" ، جسد بی جان مردگان به جای اینکه در زیر خاک پوسیده و طعمه ی کرمها ، موشها وانگلها شود ، در مقابل آفتاب خشک شده و توسط پرندگان و لاشخورها خورده می شوند . حتی دیده شده که بسیاری از مردگانی را که در قدیم در دخمه می گذارده اند ، روز های بعد زنده شده و به میان جماعت بازگردانیده می شدند . شاید به آن دلیل که فرد در اثر ایست قلبی یا کاهش سطح هشیاری کاملا" از دست رفته تلقی می شده و حال آنکه با تحریک لاشخوران و پرندگان به مانند یک شوک ، هشیاری خود را باز یافته است

.

محل و معماری دخمه ها

:

زرتشتیان در گذشته ، دور از آبادی ، شهر و مکان مسکونی انسان ها بر روی کوههای نه چندان مرتفع فضایی را جسته و با رعایت آداب و رسوم مخصوص دینی شالوده ی آن را ریخته و حصاری به دور آن بالا می بردند

.

این حصار ، دیوار مدور ضخیمی به شکل برج است که از مصالحی نسبتا" محکم و با دوام ساخته می شدند و پلکانی زمین هموار را به درب دخمه ها متصل می کردند

.

سطح داخلی دخمه به صورت پهنه ی گردی است که تمام آن با تخته سنگهای بزرگ مفروش شده و به طور کلی به چهار قسمت تقسیم بندی می شود

.

نوار دایره ی انتهایی متصل به دیوار پیرامون دخمه که مخصوص مردهاست.

نوار دایره ی میانی بعد از قسمت مردها که مخصوص زنهاست.

نوار دایره ی داخلی بعد از زنها که مخصوص کودکان است.

نهایتا" در مرکز دایره چاه استودان یعنی استخوان دان است که که سنگ متحرکی به نام ارویس در ته آن چاه وجود دارد . استودان یا وهنده عبارت است از چاهی در میان دخمه که به سنگ مفروش است و وقتی اجساد به وسیله ی مرغان لاشه خور از گوشت و پوست تهی شده و تحت تاثیر آفتاب کاملا" خشک می شدند ، استخوانها را در آن چاه می ریختند تا تبدیل به خاک شوند و اینجا بود که توانگر و درویش به گاه مرگ در ته این چاه یکسان می شدند.

هر یک از این سه نوار به جایگاههایی به نام پاوی تقسیم شده که دیوارکهایی از پهنا این پاوی ها را از هم جدا نموده ، یعنی جویهای کوچکی در میان آنها میکندند که مایعات از این راه به چاه استودان یا وهنده می ریختند.

در اطراف دخمه هاز کنار دیوار چهار چاه می کندند که از یک طرف به چاه مرکزی و از طرف دیگر به خارج دخمه راه داشتند تا مایعات را از دخمه خارج سازند . در دم هر چاه ذغال وشن می ریختند تا آب ها تصفیه شده و به بیرون برود تا خاک را آلوده نسازد . ژرفای این چاهها 5 الی 7 متر بود که در ته آنها نیز شن می ریختند.

دخمه ها را کلا" یکسان می ساختند ، در و دیوار و سطح دخمه مشخصات و اندازه های معینی نداشتند بلکه بر حسب نیاز و جمعیت شهرها و روستاهای زرتشتی نشین بنا می شدند

.

اصول ساختن دخمه ها

:

دخمه ها را از خشت خام و گچ بنا می کردند تا مواد آلوده به زمین نرسد . در ساختن دخمه اصولی همچون کوبیدن 4 میخ بزرگ ، 36 میخ متوسط و 260 میخ کوچک بر زمین رعایت می شد . صد نخ پنبه را یک ریسمان می کردند و سه بار آن ریسمان را دور تا دور دخمه به گرد این میخها می پیچاندند و اول سروش باج تا ویدوا مروتی می خواندند و هنگام کوبیدن هر میخ یک یتا اهو زمزمه می کردند . سپس در میان دخمه می نشستند و 100 اشم وهو و 200 یتا اهو می خواندند و 300 سنگ کوچک به میان دخمه می انداختند ، سپس دخمه را بر روی این مکان بنا می کردند.

دلیل برگزاری چنین مراسمی قبل از بنای دخمه مشخص نیست

.

مراسم دینی درگذشتگان

:

در نزدیکی دخمه حدود 150 تا200 متر ( کمی بیشتر یا کمتر ) ساختمان خشت وگلی محقری در دو طبقه و دارای چند اتاق برای انجام مراسم دینی بعد از فوت اشخاص ساخته شده بود . یکی از اتاقهای این ساختمان اختصاص به آتش سوز ها داشت و مخصوص آتش سوزی بود

.

کار آتش سوزها که معمولا" دو نفر بودند عبارت بود از این که از روزی که جسد درگذشته را به داخل دخمه می بردند ، مرسوم بود شبها تا سه شب آتش سوزها در آن اتاق که یک پنجره مستقیما" رو به دخمه داشت از سر شب تا صبح آتش بسوزانند ، نور این آتش می بایست از همان پنجره به تمام دخمه بتابد

.

روی دیوار دخمه سوراخ پنجره مانند کوچکی وجود داشت که این سوراخ پنجره و پنجره ی اتاق آتش سوزی و شعله های آتش وسط اتاق می بایست در یک امتداد باشند که نور شعله های آتش از سر شب تا صبح به دخمه و داخل آن بتابد

.

قطعا" این رسم از آنجا سر چشمه می گیرد که چون به اعتقاد زرتشتیان روان شخص در گذشته تا سه شبانه روز در اطراف و بالای سر جسد مرده در پرواز است تا پس از شب سوم به آسمانها پرواز کند ،این مراسم برگزار می شد تا سه شب اول بعد از مرگ از تاریکی و تنهایی نترسد

.

منابع

:

آیین دین زرتشتی مؤلف : مهرگان موبد سیاوخش چاپ : بمبئی

روش تدفین در ایران باستان مؤلف : فریدون شیرمرد فرهمند موسسه انتشاراتی فروهر -1377

 

حملۀ لاشخورها و تکه تکه شدن بدن مرده ها وخورد شدن استخوانهای مرده ها داخل چاه توسط سنگ گردان، دخمه را تبدیل به جهنمی برای جنازه های زرتشتیان نموده بود فلذا پیروان این آیین باستانی، بجای تجدید نظر دراصل اعتقادات خود، دست به تحریف سنت های دفن مرده های خود نمودند وروش نوینی جایگزین فرامین دینی خود کردند:

 

 

دفن مردگان زرتشتی امروزه

باعتقاد زرتشتیان، بمحض اینکه یکنفر وفات نموده وبدنش سرد شد ،روح این شخص که مدتها با بدن محشور و مأنوس بوده اینک مجبور است که آنرا ترک گفته و از آن بیرون بیاید.بدیهی است روان بلافاصله پس از فرارسیدن مرگ از بدن خارج می شود ولی بزودی آنرا ترک نمیکند و از آن دور نمی شود.

برابر نوشته های پهلوی و روایات زرتشتی روح پس از خروج از بدن ، از آن دور نمی شود و تا سه شبانه روز اتصال خودش را با تن حفظ می کند. حتی هنگامی که نعش را بخاک بسپارند باز هم روان تماسش را قطع نمی کند و گاهی بالای سر بدن است و گاهی بمنزل و نزد بستگان خودش بر میگردد.

در عرض این سه شبانه روز روانبخش ثوابکار دائم خوشحال و مسرور است و روح گنهکار برعکس همواره مغموم و غمگین است.

.

بامداد روز چهارم در گذشت روان ، در گذشته پگاه بسر «پل چینود»(با پل صراط مسلمین مساوی است) می رسد و اینجا به حساب کارهای نیک و بد او رسیدگی می شود

.

در بامداد روز چهارم درگذشت در نزدیکی پل چینود محکمه ای بداوری مهرایزد و به حضور فرشتگانی چون سروش ،ورشن و اشتاد تشکیل شده و به حساب کار های نیک و بد روان در گذشته رسیدگی دقیق می شود و در صورتی که کفه کارهای نیک او بر کفه بدی بچربد روان از پل چینود به آسانی گذشته ، به بهشت روشن می رود ، ولی در صورتی که در زندگی مرتکب اعمال زشت و ناپسند زیادی شده باشد کفه کارهای بد او سنگین تر می شود و در این حال از پل گذشتن نمی تواند و به دوزخ تاریک سرنگون می گردد

.

حالا مراسم کفن و بردن او به دخمه

:

بمحض اینکه یک فرد زرتشتی جان به جان آفرین تسلیم نمود پلک چشمهای او را می بستند،دستهای او را روی سینه می گذاردند و پاهایش را از زانو تا می کردند.بعد او را در گوشه ای از منزل که شسته رفته، و آب و جارو شده باشد روی تخت خواب آهنی یا روی زمین سنگفرش شده می خوابانند و با روپوشی نظیف و شسته سر تا پای او را می پوشانند.همانطور که قبلا گفتیم مرده در آیین زرتشتی ناپاک است و با هر چه تماس پیدا کند چه آنچیز جاندار باشد چه بی جان، همه را آلوده می کند و برای پاک و طاهر کردن اینگونه اشیا یا اشخاص آلوده غسلهایی معمول است.

حالا شستن زمین سنگفرش یا تخت آهنی با آب داغ و دواهای ضد عفونی و زدودن آلودگی از آنها کاملا مقدور و میسر است و میکرب ها را می توان بزودی از بین برد ، در صورتی که در مورد چوب یا خاک و سایر اجسام نرم که دارای خلل و فرج(سوراخ) زیادی می باشد اینکار تقریبا غیر ممکن است ، بنابراین برای جلوگیری از سرایت مرض بدیگران ،مرده را یا روی سنگ می گذارند یا روی تخت آهنی

.

2-

بمرده کشها که زرتشتیان آنها را «پیش گاهنان»می نامیدند، خبر داده می شد که فلانی فوت نموده و برای بردن او به آرامگاه ابدی حاضر باشند ، پیش گاهنان که تعدادشان همیشه زوج بود یعنی 2 یا 4 یا 6 بودند پس از غسل نمودن و پوشیدن لباس سفید در منزل صاحب میت حاضر می شدند، پیش گاهنان آنجا کُشتیِ نو می نمایند و بعد در حالی که هم پیوند شده اند میت را برداشته و در تابوتی که زرتشتیان آنرا گَهان یا گاهان می نامند و تمام قسمتهای آن از فلز ساخته شده است می گذارند و بعد گهان را برداشته و از خانه بیرون می آورند و در بیرون منزل آنرا در ماشین حمل میت گذاشته ، به آرامگاه می برند.

بستگان و خویشاوندان و دوستان میت که درب خانه به مناسبت بدرقه جمع شده اند به احترام شخص درگذشته چند قدم پیاده او را مشایعت می کنند و بعد با اتوبوس و یا هر وسیله دیگر پشت سر میت به آرامگاه می روند. بردن مرده به آرامگاه باید در ساعات روز باشد به طوری که مراسم دفن میت تا پیش از غروب آفتاب تمام شده باشد.در آیین زرتشتی سپردن مرده به خاک در ساعات شب جایز نیست، و در عین حال دفن میت باید قبل از سپری شدن 24 ساعت از زمان درگذشت انجام گیرد. برای اینکه این موضوع عملی شود رسم بر این است که اگر کسی در ساعات پیش از ظهر فوت نماید بایستی بعد از ظهر همان روز به آرامگاه برده شده و قبل از غروب آفتاب به خاک سپرده شود و چون شخص در ساعات بعد از ظهر درگذرد جنازه اش باید در ساعات پیش از ظهر روز بعد دفن گردد، و اگر در ساعات شب فوت نماید جنازه او را می شود در ساعات پیش یا بعد از ظهر روز بعد به آرامگاه برده به خاک سپارد.منظور این است که دفن مرده نباید بیش از 24 ساعت به طول بیانجامد مگر در موارد اشخاصی که سکته کرده یا مرگ مشکوک داشته باشند که ممکن است بیش از 24 ساعت میت را نگه داشت

.

3-

غسل میت:

برای شستن مرده اگر مرد باشد ، مرده شویان مردانه ؛ و اگر زن باشد مرده شویان زنانه دست بکار می شوند و با آب گرم و صابون یدن مرده را می شویند. تعداد پاکش.یان هم باید جفت باشد.در آرامگاه زرتشتیان تهران که در کاخ فیروزه واقع شده است بمحض رسیدن ماشین حمل روان ، پاکشویان میت را از پیش گاهنان تحویل می گیرند و در گرمابه مخصوص با آب گرم و صابون می شویند و بعد از خشک کردن بدن مرده آنرا با کفن می پوشانند و کُشتی به کمر او می بندند و سپس او را بر روی تخت آهنی می خوابانند و روی آنرا با پارچه سفید و نظیفی پوشانده به نمازخانه می برند

.

در اینجا باید اضافه نماییم که پارچه کفن اگر نو نباشد اشکالی ندارد ولی باید شسته و پاک و سفید رنگ باشد

.

معمولا برای مرده اگر مرد باشد 18.5 متر ، و اگر زن باشد 16.5 متر و اگر بچه باشد 3.5 متر پارچه جهت تهیه کفن حاضر می شود

.

4-

دفن میت:

در نمازخانه هفت شمع روشن است و موبد ها(قانونا باید دو نفر باشند)در حالی که روبرو میت ایستاده به سرودن گاتها می پردازند و وقتی به نقطه معین رسیدند با اشاره دست آنها پاکشویان میت را برداشته به سوی محل گور می برند ، و آنرا با تخت آهنی در گور که کنده شده است می گذارند. روی قبر با سنگهای سیمانی پوشیده و درز های آنها با سیمان گرفته می شود و بعد روی آنرا با خاک پر می نمایند، پس از چند ماه روی گور سنگ انداخته می شود و نام شخص درگذشته روی لوح حک می گردد.

چند نکته

:

اولا: با توجه با اینکه زرتشتیان آتش را قبلۀ خود می دانند و قبلۀ واحدی برای خود ندارند، همه گورها شرقی غربی کنده می شوند و مرده را طوری در قبر قرار می دهند که سر او به سوی باختر و رویش به طرف خاور باشد.

.

دوما:در بیشتر نقاط زرتشتی نشین محلی وجود دارد که دارای دو درب است و زرتشتیان آنجا را زادومرگ یا پرسش می نامند.

.

جسد بی جان شخص درگذشته پس از انجام تشریفات مقدماتی به شرح گفته شده در این گفتار بر روی دوش پیشگاهنان ، از یکی از درها وارد این محل می شود.اینجا غسل میت به عمل می اید و نماز ویژه(کاتهای اهنود)توسط موبدان برای در گذشته سروده شده و سپس جنازه را از درب دوم خارج نموده ، به آرامگاه ابدی می برند.

.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۵/۲۵
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۱)

اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم وجعلنامن خیرانصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه
سلام ودرودبرهمه عاشقان ولایت
مطلب خیلی خوبی بود،استفاده کردیم
خسته نباشید،اجرکم عندالله ومن الله توفیق

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">