ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
شنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۰، ۰۳:۰۳ ب.ظ

ای قبر! مدارا کن.

کجاست سوسوی امید؟ کجا رفت شیرینی لبخند بچه ها؟ کجا رفت خانه ای که برای راحتی خود ساخته بودم که اینگونه روی خاک خوابیده ام؟ ای قبر! کی خواهی شکافت که سینه ام را تنگ می فشاری؟ نمی دانی که آرزوی دیدن بچه هایم رادارم؟ ای قبر! مدارا کن، با منی که گم شده ام، با منی که آرزوهایم را فراموش کرده ام، با منی که امیدم را باخته ام، با منی که اسیر تاریکی ها شده ام... ای قبر! مدارا کن، با زندانی خود که بدن پوسیده اش طاقت شکنجه های اسارت را ندارد. ای قبر! مدارا کن با این خفتۀ اسیر شده در کابوس ها و فراموش شده از ذهن ها که من سفیدپوش غربتم، خوابیده روی خاک و سنگ و شیرین ترین لحظه هایم را گم کرده ام.

 

 

چرخ گردون ز آسمان کوبیده اینسان بر زمینم

آسمان قبر هزاران ناله کنده بر جبینم...

تار غم گسترده پرده روی چشم نازنینم

خون شده از بسکه مالیدم بدیده آستینم

کوبکو پیچیده دنبال تو فریاد حزینم

اشک من در وادی آوارگان آواره گشته

درد جانسوز مرا بیچارگیها چاره گشته



نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

منوی تصویری سایت ندای الرحیل

تلگرام

-----------------------

 صفحه اصلی

-----------------------

ندای الرحیل2-تصاویر

-----------------------

ندای الرحیل3-سیاسی

-----------------------

ندای الرحیل4-خواب

-----------------------

 ندای الرحیل5 - شعر
آخرین نظرات

ای قبر! مدارا کن.

شنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۰، ۰۳:۰۳ ب.ظ
کجاست سوسوی امید؟ کجا رفت شیرینی لبخند بچه ها؟ کجا رفت خانه ای که برای راحتی خود ساخته بودم که اینگونه روی خاک خوابیده ام؟ ای قبر! کی خواهی شکافت که سینه ام را تنگ می فشاری؟ نمی دانی که آرزوی دیدن بچه هایم رادارم؟ ای قبر! مدارا کن، با منی که گم شده ام، با منی که آرزوهایم را فراموش کرده ام، با منی که امیدم را باخته ام، با منی که اسیر تاریکی ها شده ام... ای قبر! مدارا کن، با زندانی خود که بدن پوسیده اش طاقت شکنجه های اسارت را ندارد. ای قبر! مدارا کن با این خفتۀ اسیر شده در کابوس ها و فراموش شده از ذهن ها که من سفیدپوش غربتم، خوابیده روی خاک و سنگ و شیرین ترین لحظه هایم را گم کرده ام.

 

 

چرخ گردون ز آسمان کوبیده اینسان بر زمینم

آسمان قبر هزاران ناله کنده بر جبینم...

تار غم گسترده پرده روی چشم نازنینم

خون شده از بسکه مالیدم بدیده آستینم

کوبکو پیچیده دنبال تو فریاد حزینم

اشک من در وادی آوارگان آواره گشته

درد جانسوز مرا بیچارگیها چاره گشته

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۳/۱۴
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">