ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی
چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۸۹، ۰۵:۱۶ ب.ظ

سفرسنگین است

وکسی گفت چنین گفت،چنین گفت: سفرسنگین است

باد با قافله دیری است که سرسنگین است

بس که خمیازه گران گشت وضو باطل شد

جاده هم از نفس خسته ما منزل شد

باز ماییم وقدم سای به سرگشتنها

مثل پژواک خجالت کش برگشتنها

یامحمد!نفسی سوخته در دل داریم

آتشی سرخ و برافروخته دردلداریم

یامحمد!شررآلوده عصیان ماییم

تشنه تر،خشک تر ازریگ بیابان ماییم

دشت سرتاقدم از خون کسان رنگین است

وکسی گفت،چنین گفت سفر سنگین است

پای ازاین جاده بدزدیدکه مه در پیش

فتنه مادر فولادزره درپیش است

رنج اگرهست،نه ازجاده که از ماندن هاست

اسب رویا به هرمهلکه ای راندن هاست

کاروان رفت وتوراخواب یقین ننگین است

وکسی گفت چنین گفت سفر سنگین است



نوشته شده توسط بهنام جدی بالابیگلو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

ندای الرحیل

در احیای فرهنگ آخرتگرایی

ندای الرحیل

سلام
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای دگرگون کردن بدیهیات،گرایشها و هدفها ...
وبلاگ حاضر تلاش کوچکی است برای زنده کردن قلبها و دگرگون کردن آرزوها...
وبلاگ حاضر، تلاش کوچکی است برای احیای فرهنگ آخرتگرایی و نواختن ندای الرحیل...
پس...
باور کنیم که جهان به نگاهی نو نسبت به مرگ نیازمند است...
باور کنیم که نگرش غلط به اسرارآمیزترین پدیدۀ هستی - مرگ - لحظه لحظۀ عمر بشر را به پوچی کشانده است....
باور کنیم که ما رهگذریم ودنیا ظرفیت و توان تحمل آرزوهای ما را ندارد...
باور کنیم که مرگ در این نزدیکیست و ما چاره ای جز رفتن نداریم...
باور کنیم که دلهای ما برای آزاد شدن از ترسها و گرایشهای دنیا، به ترسها و گرایشهای آخرت نیازمند است...
باور کنیم که تنها طریقتی که می تواند ما را به خدا برساند، طریقت توشه چینی است...
ویادمرگ، آب حیات بخشیست برای زنده کردن بشریت...
ویاد مرگ شمشیر و سپر محکمیست، در برابر فرهنگ پوچ گرای غربیها...
و یاد مرگ، مرهم شفا بخشیست برای انقلاب بیمار شده به ویروس دنیاگرایی...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

سفرسنگین است

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۸۹، ۰۵:۱۶ ب.ظ

وکسی گفت چنین گفت،چنین گفت: سفرسنگین است

باد با قافله دیری است که سرسنگین است

بس که خمیازه گران گشت وضو باطل شد

جاده هم از نفس خسته ما منزل شد

باز ماییم وقدم سای به سرگشتنها

مثل پژواک خجالت کش برگشتنها

یامحمد!نفسی سوخته در دل داریم

آتشی سرخ و برافروخته دردلداریم

یامحمد!شررآلوده عصیان ماییم

تشنه تر،خشک تر ازریگ بیابان ماییم

دشت سرتاقدم از خون کسان رنگین است

وکسی گفت،چنین گفت سفر سنگین است

پای ازاین جاده بدزدیدکه مه در پیش

فتنه مادر فولادزره درپیش است

رنج اگرهست،نه ازجاده که از ماندن هاست

اسب رویا به هرمهلکه ای راندن هاست

کاروان رفت وتوراخواب یقین ننگین است

وکسی گفت چنین گفت سفر سنگین است

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۱۰/۱۵
بهنام جدی بالابیگلو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">